رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٥
. فرمانشان داده كه از آن ، با ميانه روى بخورند و با ميانه روى بنوشند و با ميانه روى بپوشند و با ميانه روى ازدواج كنند و با ميانه روى، بر وسيله نقليه سوار شوند و زيادى آن را به مؤمنان نيازمند ببخشند . هر كه از اين حد (اعتدال و ميانه روى) فراتر رود ، آنچه از آنْ مال مى خورد ، حرام است و آنچه مى نوشد ، حرام و آنچه مى پوشد ، حرام و آنچه به وسيله آن مال ، ازدواج مى كند ، حرام و آنچه سوار مى شود ، حرام است .
جمله «اين ، مالِ من است» ، شايع ترين كلامى است كه ما درباره آنچه در اختيار داريم ، به كار مى بريم . اين ، ناشى از همان تصوّرى است كه نسبت به اموال دنيا داريم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره اين پديده مى فرمايد:
.يَقولُ ابنُ آدَمَ : مِلكى مِلكي ! ومالي مالي ! يا مِسكينُ ! أينَ كُنتَ حَيثُ كانَ المِلكُ ولَم تَكُن ؟ وهَل لَكَ إلاّ ما أكَلتَ فَأَفنَيتَ أو لَبِستَ فَأَبلَيتَ أو تَصَدَّقتَ فَأبقَيتَ ؟ إمّا مَرحومٌ بِهِ وإمّا مُعاقَبٌ عَلَيهِ . فَاعقِل أن لا يَكونَ مالُ غَيرِكَ أحَبَّ إلَيكَ مِن مالِكَ . [١]
.آدمى مى گويد : ملك من ملك من ، و مال من مال من . اى بينوا! كجا بودى زمانى كه ملك بود و تو نبودى؟ آيا مالِ تو جز همان مقدارى است كه مى خورى و از بين مى برى يا مى پوشى و كهنه مى كنى يا صدقه مى دهى و [براى آخرتت ]باقى مى گذارى؟ كه به خاطر آن ، يا مشمول رحمت مى شوى و يا كيفر مى بينى؟ پس بينديش كه مال ديگرى را بيشتر از مال خودت دوست نداشته باشى!
در اين كلام شريف ، چند نكته اساسى وجود دارد . نكته اوّل اين كه ببينيم مال ، مقدّم بر ماست يا ما مقدّم بر مال هستيم؟ اگر پيش از آن كه ما وجود پيدا كنيم ، مال ، وجود داشته باشد ، چگونه مى توانيم آن را مال خود بدانيم؟ اگر مالِ ماست ، پيش از آن ، مال چه كسى بوده است؟ تأمّل در اين سخن مى تواند نشان دهد كه بشر ، مالك نيست . پيش از بشر ، مال ، وجود داشته و پس از او هم وجود خواهد داشت . پس
[١] مصباح الشريعة، ص٨٢ ؛ بحار الأنوار ، ج٧١ ، ص٣٥٦ ، ح١٧ .