رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٥
يكى از عوامل اين پديده، مقايسه صعودى است. مقايسه صعودى ، احساس ناكافى بودن را به همراه مى آورد ؛ چون موجب ناچيز شمارى داشته ها مى گردد. اما مقايسه نزولى ، منجر به احساس كافى بودن مى شود ؛ چون داشته هاى زندگى را نمايان مى سازد. نمى گوييم مقايسه نزولى موجب مى شود كه انسان تصوّر كند بالاترين روزى ها را دارد ؛ بلكه مقايسه نزولى ، اين احساس را به وجود مى آورد كه با همين مقدار هم مى توان زندگى كرد؛ چون ديگرانى را ديده كه در وضع سخت ترى زندگى مى كنند. بنابراين ، ثمره مقايسه نزولى ، نشان دادن كفايت روزى است و وقتى كفايت روزى خدا آشكار شد ، انسان به آنچه هست راضى مى شود و بدين سان ، قناعت شكل مى گيرد . قناعت يعنى بسنده كردن به آنچه هست و راه رسيدن به آن ، مقايسه نزولى است . پيش از اين ديديم كه امام صادق عليه السلام به حمران فرمود كه در زندگى ، به پايين دست خود نگاه كن . در ادامه ، حضرت به پيامد اين مقايسه نزولى اشاره كرده و مى فرمايد:
.فَإِنَّ ذلِكَ أقنَعُ لَكَ بِما قُسِمَ لَكَ وأحرى أن تَستَوجِبَ الزِّيادَةَ مِن رَبِّكَ . [١]
.كه اين كار [مقايسه نزولى] تو را نسبت به آنچه برايت تقسيم شده ، قانع تر مى سازد و بهتر ، تو را شايسته زيادت پروردگارت مى كند .
همان گونه كه روشن است، قناعت ، احساس ناخرسندى و نارضايتى را از ميان مى برد، نه تلاش و فعاليت را (در بحث روزى ، در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت). همچنين براى توسعه معقول و مشروع در زندگى، احساس «نياز به بيشتر» ، لازم است ؛ ولى اين موضوع ، منافاتى با قناعت ندارد. انسان مى تواند قانع باشد ، تا احساس نارضايتى نكند و مى تواند احساس نياز كند ، تا به تلاش معقول دست زند. مهم اين است كه بدانيم تلاش براى توسعه زندگى ، الزاما نبايد همراه با احساس ناخرسندى و نارضايتى باشد. هم مى توان راضى بود و هم تلاشگر؛ همان گونه كه معصومان عليهم السلام بوده اند. پس اين دو ، با هم قابل جمع اند.
[١] الكافى ، ج٨ ، ص٢٤٤ ؛ تحف العقول، ص٣٦٠ ؛ علل الشرائع، ج٢، ص٥٥٩ .