رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٣
بخواهد گشايش مى دهد ، يا بر او تنگ مى گرداند ، و هرچه را انفاق كنيد ، او عوضش را مى دهد و او بهترين روزى دهندگان است . تعبير «من ايقن بالخَلَف» كه در حديث شريف بود ، اشاره به اين آيه شريفه است . در اين آيه ، خداوند، نخست به رازق بودن خود پرداخته و سپس مسئله «انفاق» و «عوض دادن» را مطرح كرده است . يعنى عوض دادن را كسى وعده مى دهد كه روزى هم به دست اوست . اگر اين حقيقت ، مورد توجّه قرار گيرد ، تصوّر انسان از خداوند ، اصلاح مى گردد و ترس از فقر ، رخت برمى بندد و در نتيجه ، «بخل ورزيدن»، جاى خود را به «سخاوت» مى دهد و بدين سان ، آثار سوء بخل ، برطرف شده ، انسان ، احساس آسودگى مى كند . همچنين اگر انسان به اين واقعيت ، آگاهى يابد كه آنچه را از سر بخل ذخيره مى كند ، مال او نيست و او مالكيتى بر آن ندارد و فقط خزانه دار آن است ، ديگر رنج و عذاب آن را تحمّل نمى كند و آنچه را جمع كرده ، به مصرف خود و امور خير مى رساند و بدين سان ، هم زندگى بهترى مى يابد ، هم تنيدگى حاصل از بخل را برطرف مى كند و هم با كمك به ديگران ، به نشاط و شادمانى بيشترى دست مى يابد . اين جا نيز لازم است واقعيت بخل (كه خزانه دارى است) ، شناخته شود و اين تصوّر كه بخل ، مايه توسعه قلمرو مالكيت است ، اصلاح گردد . امام على عليه السلام با توجّه دهى به همين واقعيت ، به درمان بخل پرداخته ، مى فرمايد:
.إيّاكَ وَالإِمساكَ فَإِنَّ ما أمسَكتَهُ فَوقَ قوتِ يَومِكَ كُنتَ فيهِ خازِنا لِغَيرِكَ. [١]
.از بخل بپرهيز؛ زيرا آنچه را بيش از مصرف روزت نگه داشته اى ، خزانه دار آن براى ديگرى هستى .
و سرانجام اين كه اگر انسان ، قوانين رزق را به خوبى بشناسد ، خواهد فهميد كه نه انفاق ، مال را كم مى كند و نه بخل ، آن را افزايش مى دهد ؛ بلكه بسط و قبض روزى ، به دست خداوند متعال است و هيچ عامل ديگرى در آن دخيل نيست . رسيدن به اين شناخت نيز موجب برطرف شدن بخل مى شود.
[١] غرر الحكم ، ح٨٣٨٥ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٩٩ ؛ ر . ك : كفاية الأثر، ص٢٢٦ .