رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥٣
باشد ، باز هم شايسته اندوه و غصّه نيست . مشكل اين است كه ما دنيا را بسيار بزرگ و مهم مى شمريم و در نتيجه ، كاستى هاى آن ، دردناك و غير قابل تحمّل مى گردد ؛ اما اگر دنيا را كوچك و ناچيز بشماريم ، مشكلات آن نيز خرد و ناچيز به چشم مى آيد . كسى از اصحاب امام رضا عليه السلام از وضع بد خود به ايشان شكايت مى كند . حضرت نخست او را به پايان پذيرى سختى ها، و سپس به پاداش محروميت هاى دنيا توجّه مى دهد . او خود مى گويد : «آن گاه دنيا را در نظرم حقير و ناچيز كرد و فرمود : «چيست اين دنيا؟!» . [١] اگر انسان توجّه كند كه دنيا چيز مهمى نيست ، خواسته ها و آرزوهاى او محدود مى شود و دردها و غصّه هاى او تسكين مى يابد و كوچك كردن دنيا راه هايى دارد كه «ياد مرگ» يكى از آنها است . نقل مى كنند كه در سوره صدم زبور آمده است :
.مَن فَزِعَ نَفسُهُ بِالمَوتِ هانَت عَلَيهِ الدُّنيا . [٢]
.هر كه نفس خود را با [ياد] مرگْ بى تاب كند ، دنيا بر او ناچيز مى گردد .
پس هر گاه مشكلات بر شما هجوم آوَرْد ، مرگ را ياد كنيد كه شما را از تنگناى فشارهاى روانى نجات مى دهد.
[١] امام على عليه السلام : «من اكثر من ذكر الموت ، قلت في الدنيا رغبته» (غرر الحكم ، ح٢٦٥١ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٣٨) .[٢] امام على عليه السلام : «من اكثر من ذكر الموت ، رضى من الدنيا بالكفاف» (غرر الحكم ، ح٢٦٥٠ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٤٠) .[٣] امام على عليه السلام : «من اكثر من ذكر الموت ، رضي من الدنيا باليسير» (نهج البلاغة ، حكمت ٣٤٩ ؛ كنز الفوائد ، كراجكى ، ج١ ، ص٦٣ ؛ غررالحكم ، ح٣١٢٨) .[٤] الكافى ، ج٣ ، ص٥٠٢ ، ح١٩ .[٥] سعد السعود، ص٥٢ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٧ ، ص٤١ .