رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٦
فصل پنجم
آرزوهاى زندگى
زندگى بر مركب زمان ، سوار است و با گذر زمان ، پا به عرصه وجود مى گذارد . زمان نيز از يك منظر به سه بخش تقسيم مى شود : گذشته ، حال و آينده . زندگى پويا و پويايى زندگى اين است كه انسان ، نگاه به آينده داشته باشد . بدون نگاه به آينده ، چرخ زندگى از حركت بازمى ايستد . نگاه حسرت آميز به گذشته ، نوعى «واپس گرايى» است و نگاه به حال ، موجب «ايستايى» مى گردد . [١] آنچه به زندگى پويايى و تحرّك مى بخشد ، نگاه به آينده است كه از آن به «اميد» ياد مى كنيم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد :
.إنَّمَا الأَمَلُ رَحمَةٌ مِنَ اللّه ِ لاُِمَّتي ، لَولاَ الأَمَلُ ما أرضَعَت اُمٌّ وَلَدا ولا غَرَسَ غارِسٌ شَجَرا . [٢]
.همانا آرزو ، رحمتى از جانب خدا براى امت من است . اگر آرزو نبود ، هيچ مادرى فرزندش را شير نمى داد و هيچ كشاورزى درخت نمى كاشت .
[١] زندگى در زمان حال ، معناى ديگرى دارد كه مثبت است و در بخش سوم ، فصل نهم (ص٣٥٧) بحث «توزيع تنيدگى بر گذر زمان» به آن خواهيم پرداخت . مراد از حال در اين جا ، اميد نداشتن به آينده و ايستايى است.[٢] تاريخ بغداد ، ج٢ ، ص٥٠ ؛ مسند الفردوس ، ج١ ، ص٣٤٢ ، ح١٣٦٩ ؛ أعلام الدين ، ص٢٩٥ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص٢٩٥ .