رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٠٣
فصل ششم
مثبت شناسى
مثبت نگرى ، بر اين منطقْ استوار است كه توجّه فرد مصيبت ديده را از مشكلات و سختى ها به سمت خوبى ها و زيبايى ها معطوف سازد. در حقيقت ، مثبت نگرى روشى است براى بازگرداندن توجّه از ناخوشايندها به خوشايندها. در اين روش ، امورى كه مى توانند فرح بخش و نشاط آور باشند، وارد فضاى روانى شخص مصيب ديده مى شوند و بدين سان ، از شدّت درد و رنج وى كاسته مى شود.
مثبت نگرى، خيال پردازى يا واقع گرايى؟!
مراد از مثبت نگرى، تخيّل مثبت نيست. تخيّل مثبت ، چون پشتوانه واقعى ندارد، همانند يك فريب شكننده و كم تأثير است. روشى كه دين در اين باب توصيه مى كند ، مبتنى بر خيال پردازى نيست. مثبت نگرى دين ، مبتنى بر كشف واقعيّت هاى خوشايند است. دين نمى خواهد شما را به قصّه ها ، زندگى ها و شادى هاى خيالى سوق دهد و شما را با وعده هاى توخالى بفريبد ؛ دين ، بر آن است تا به شما كمك كند زيبايى هاى موجود در زندگى تان را كشف كنيد و در كنار همه مشكلات، آنها را نيز به حساب آوريد. اين ، آن چيزى است كه مى توان آن را «مثبت نگرى واقع گرا» ناميد. اين مثبت نگرى ، به معناى به وجود آوردن خيال خوشايند نيست ؛ بلكه به معناى شناخت خوشايند موجود است ولذا از آن به «مثبت شناسى» تعبير كرديم.