رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٣
.همانا بى تابى كردن بر مصيبت ، اين است كه كارى را انجام دهد كه انجام نمى داده و يا ترك كند چيزى را كه انجام مى داده است .
ناله و فريادْ سر دادن ، گريبان دريدن ، بر سر و صورت زدن ، مو پريشان كردن ، دست بر دست زدن يا بر ران خود زدن و امورى از اين دست ، رفتارهايى هستند كه در شرايط عادى ، انجام نمى گيرد ؛ ولى هنگام مصيبت ، از انسان ، سر مى زند. [١] از سوى ديگر ، كسل شدن ، اظهار ناتوانى كردن ، و دست روى دست گذاشتن و روال زندگى را رها كردن ، منشأ ترك كردن امورى است كه انسان در شرايط عادى ، آن ها را انجام مى داده است. پديده ديگرى كه هنگام بى تابى ، رخ مى دهد «شكايت كردن» است . معمولاً وقتى حادثه ناخوشايندى رخ مى دهد ، انسان ، لب به شكايت مى گشايد . گاهى اين شكايت كردن ، با ناسزاگويى همراه مى شود ؛ هيچ حريمى نگاه داشته نمى شود و هر چه به زبان مى رسد ، گفته مى شود . اما كسى كه صبور و بردبار باشد ، اهل شكايت و ناسزا نيست . جابر بن عبداللّه انصارى از امام باقر عليه السلام پرسيد : «صبر جميل چيست؟» . حضرت ،
[١] جابر به امام باقر عليه السلام مى گويد : «بى تابى كردن چيست؟». حضرت در پاسخ مى فرمايد : «أشد الجزع الصراخ بالويل و لطم الوجه و الصدر و جز الشعر من النواصى و من اقام النواحة فقد ترك الصبر و أخذ في غير طريقه» (الكافى ، ج٣ ، ص٢٢٢ ، ح١) . امام صادق عليه السلام : «من أصيب بمصيبة فجاء عند تلك المصيبة بنائحة فقد كفرها» (الكافى ، ج٦ ، ص٤٣٢ ، ح١١ ؛ مشكاة الأنوار ، ص٤٣٣ ؛ بحار الأنوار ، ج٨٢ ، ص١٠٣ ، ح٤٩) . امام على عليه السلام : «نهى رسول اللّه صلى الله عليه و آله عن الرنة عند المصيبة و نهى عن النياحة و الاستماع اليها» . (كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٤ ، ص٥ ، ح٤٩٦٨ ؛ الأمالى ، صدوق ، ص٤٢٢ ؛ مكارم الأخلاق ، ص٤٢٤) . امام كاظم عليه السلام : «من ضرب بيده على فخذه او ضرب بيد الواحدة على الاخرى عند المصيبة فقد احبط اجره» (تحف العقول ، ص٤٠٣ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٨ ، ص٣٢٦ ، ح٤) . كسى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : چه چيزى پاداش مصيبت را از بين مى برد؟ حضرت فرمود : «تصفيق الرجل بيمينه على شماله والصبر عند الصدمة الاولى» (مسكّن الفؤاد ، ص٤٨ ؛ بحار الأنوار ، ج٨٢ ، ص٩٣ ، ح٤٥) . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «الضرب على الفخذ عند المصيبة يحبط الاجر و الصبر عند الصدمة الاولى يعظم الاجر» (تنبيه الغافلين ، ص٢٦٠ ، ح٣٤٨) .