رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٦
مى گيرند. اگر در بخش نخست گفته شد كه خداوند متعال ، روزى رسان است، پس نبايد تلاش كرد؛ اگر بايد قانع بود ، پس نبايد كار كرد؛ اگر بايد توكّل كرد، پس نبايد تلاش نمود و... تصحيح شناخت و كسب باورهاى لازم براى زندگى موفق (كه در بخش اوّل به آن پرداخته شد) به معناى كنار گذاشتن كار و تلاش نيست. به همين جهت ، دين، تأكيد زيادى بر كار و تلاش داشته و افراد را از توكّل منهاى كار ، بر حذر داشته است. حضرت على عليه السلام مى فرمايد:
.اِحذَر كُلَّ الحَذَرِ أن يَخدَعَكَ الشَّيطانُ فَيُمَثِّلَ لَكَ التَّوانِيَ في صورَةِ التَّوَكُّلِ ويورِثَكَ الهُوَينى بِالإِحالَةِ عَلَى القَدَرِ ، فَإِنَّ اللّه َ أمَرَ باِلتَّوَكُّلِ عِندَ انقِطاعِ الحِيَلِ وبِالتَّسليمِ لِلقَضاءِ بَعدَ الإعذارِ . [١]
.به تمام معنا بپرهيز از اين كه شيطان ، تو را بفريبد و سستى را در چهره توكّل ، برايت نمايان سازد و تنبلى را به وسيله احاله به تقدير ، برايت به ارمغان آورد؛ همانا خداوند متعال ، هنگام فقدان چاره ، به توكّل فرمان داده و هنگام معذور بودن ، به تسليم بر قضا.
روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گروهى از كشاورزان را ديد كه از كار ، دست كشيده اند. به آنان فرمود: «شما [ از] چه [ گروهى] هستيد؟» . گفتند: «ما اهل توكّل هستيم». حضرت به آنان فرمود: «نه، بلكه شما سربار ديگران هستيد». [٢] انس بن مالك مى گويد : روزى كسى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: «شترم را ببندم و توكّل كنم ، يا رها كنم و توكّل كنم؟». حضرت فرمود: «ببند و توكّل كن». [٣] بايد با توكّل ، زانوى شتر را بست.
[١] شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد، ج٢٠، ص٣٠٦، ح٥٠٤.[٢] رأى رسول اللّه صلى الله عليه و آله قوما لا يزرعون . قال : «ما أنتم؟» . قالوا : نحن المتوكلون . قال : «لا بل أنتم المتَّكلون» (مستدرك الوسائل، ج١١، ص٢١٧، ح ١٢٧٨٩).[٣] أنس بن مالك : قال رجل : يا رسول اللّه ! أعقلها وأتوكل أو أطلقها وأتوكّل؟ قال : «إعقلها وتوكّل» (سنن الترمذى، ج٤، ص٧٧، ح٢٦٣٦ ؛ ر. ك: شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد، ج١١، ص٢٠١ ؛ مشكاة الأنوار، ص٣١٩) .