رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٢
اجتناب ناپذيرى مقابله
سختى ها ، از واقعيت هاى غير قابل انكار زندگى اند و فشار روانى زيادى را بر انسان ، وارد مى سازند . هر موقعيت ناخوشايندى ، واكنشى از سوى ما به همراه دارد و اساسا يكى از فلسفه هاى بروز مشكلات ، سنجش نوع واكنش انسان به اين موقعيت هاست . واكنش و موضع گيرى انسان به اين موقعيت ها را «مقابله» مى نامند . بدون ترديد ، همه انسان ها به موقعيت هاى ناخوشايند ، واكنش نشان مى دهند ؛ اما مهم اين است كه اين واكنش ، صحيح و خردمندانه باشد . ميزان موفّقيت انسان و سطح رضايت او از زندگى ، به شيوه مقابله او با سختى ها بستگى دارد . هر مقابله اى را نمى توان صحيح و كارآمد دانست . بنابراين بايد مهارت هاى لازم براى استفاده از مقابله هاى صحيح را فراگرفت و هنگام نياز ، آنها را به كار بست.
بى تابى كردن ، مقابله نادرست
فورى ترين و شايد شايع ترين واكنش در برابر حوادث ناخوشايند ، بى تابى كردن است . طبع اوّليه انسان، اين است كه در برابر ناخوشايندى هاى زندگى ، بى تاب مى گردد . قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: إِنَّ الاْءِنسَـنَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا . [١] همانا انسان ، حريص و بى تاب آفريده شده است ؛ هر گاه بدى به او برسد ، بى تاب مى شود . بى تابى كردن ، روال عادى زندگى را تغيير داده ، تعادل انسان را بر هم مى زند . اين عدم تعادل ، ممكن است به دو شكلْ نمايان شود : يكى بروز رفتارهايى كه پيش از اين ، انجام نمى داده ، و ديگرى ترك رفتارها و كارهايى كه انجام مى داده است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد:
.إنَّ الجَزَعَ عَلَى المُصيبَةِ أن يَعمَلَ شَيئا لَم يَكُن يَعمَلُهُ أو يَترُكَ شَيئا كانَ يَعمَلُهُ. [٢]
[١] سوره معارج ، آيه ١٩ ـ ٢٠ .[٢] تنبيه الخواطر ، ج١ ، ص١٦ .