رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤١
نرسيده است ، پيوسته حسرت و افسوس خواهد خورد ؛ افسوس تحقّق نيافتن خواسته ها و از دست رفتن عمر و سرمايه هاى زندگى . چنين افرادى، عمر و سرمايه هاى برگشت ناپذير زندگى خود را در راه «هيچ و پوچ» هدر مى دهند و اين ، حسرتى بى پايان است . پيامد دوم طلب كردن ناممكن ها «ناكامى» است . چيزى كه آفريده نشده باشد ، «وجود» ندارد و آنچه وجود ندارد ، «دست نايافتنى» است . همان گونه كه پيش از اين گفتيم ، ما در منطقه خواسته هايمان در بيشتر اوقات ، كارى به امكان و عدم امكان نداريم؛ براى ما مهم ، آن چيزى است كه دوست مى داريم و دوست داشتن ، پديده اى روانى است كه هم مى تواند به امور ممكن تعلّق يابد و هم به امور ناممكن . بديهى است دوست داشتن ، به «خواسته» تبديل مى شود و توليد «انتظار» مى كند ؛ اما اگر ناممكن باشد محقَّق نمى شود و همين عدم تحقّق ، موجب ناكامى مى گردد . امام سجاد عليه السلام در ادامه در بيان علل ناكامى مى فرمايد:
.وكَيفَ يَنالُ ما لَم يُخلَق .
.و چگونه به دست مى آيد آنچه آفريده نشده است؟
در اين قسمت ، حضرت به يك اصل اشاره مى كند : اصل «دست نايافتنى بودن آنچه خلق نشده است» . اين اصل ، خيلى روشن و بديهى است و به نظر مى رسد كه هيچ كس چنين انتظارى نخواهد داشت ؛ لذا بيان آن براى مخاطب امام ، تعجّب برانگيز بوده ، به همين جهت ، سؤال مى كند كه : «چگونه كسى آنچه را آفريده نشده، طلب مى كند؟» . حضرت در پاسخ وى مى فرمايد:
.مَن طَلَبَ الغِنى وَالأَموالَ وَالسَّعَةَ فِي الدُّنيا ، فَإِنَّما يَطلُبُ ذلِكَ لِلرّاحَةِ ، وَالرّاحَةُ لَم تُخلَق فِي الدُّنيا ولا لِأَهلِ الدُّنيا ، إنَّما خُلِقَتِ الرّاحَةُ فِي الجَنَّةِ ولِأَهلِ الجَنَّةِ ، وَالتَّعَبُ والنَّصَبُ خُلِقا فِي الدُّنيا ولِأَهلِ الدُّنيا .
.كسى كه غنا و مال و توسعه زندگى دنيوى را طلب مى كند ، در حقيقت ، اين را براى راحتى مى خواهد و حال آن كه راحتى در دنيا و براى اهل دنيا خلق نشده