رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٤٩
ياد مرگ ، نه تنها مخدّر و نااميدكننده نيست ، بلكه يكى از عوامل مؤثّر در كاهش اضطراب ها و نگرانى هاست . ياد مرگ ، انسان را نسبت به دنيا بى رغبت مى گرداند و اين امر ، موجب حفظ تعادل در زندگى مى شود . يك انسان متعادل ، نه در خوشايند زندگى ، به عيش و مستى مى پردازد و نه در ناخوشايند زندگى ، به جزع و بى تابى . براى رسيدن به اين نقطه تعادل ، راه هايى وجود دارند كه يكى از مؤثرترين آنها «ياد مرگ» است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهدر اين باره مى فرمايد:
.أكثِروا ذِكرَ المَوتِ ، فَإِنَّهُ يُمَحِّصُ الذُّنوبَ ويُزَهِّدُ فِي الدُّنيا ، فَإِنَ ذَكَرتُموهُ عِندَ الغِنى هَدَمَهُ وإن ذَكَرتُموهُ عِندَ الفَقرِ أرضاكُم بِعَيشِكُم . [١]
.مرگ را زياد ياد كنيد ؛ چرا كه گناهان را مى زدايد و انسان را نسبت به دنيا بى رغبت مى كند . از اين رو ، اگر آن را هنگام دارايى ياد كنيد ، مُنهدمش مى گرداند و اگر آن را هنگام ندارى ، ياد كنيد ، شما را از زندگى تان راضى مى گرداند .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ياد مرگ را كليد رضايت از زندگى در سختى ها مى داند . اين هنر نيست كه انسان هنگام دارايى ، رضايتمند باشد ، مهم اين است كه انسان بتواند در سختى ها رضايت از زندگى داشته باشد و اين از راه ياد مرگ حاصل مى شود . ياد مرگ ، سختى ها را تحمّل پذير مى سازد . انسان اگر خود را همواره زنده بداند و زندگى را يك حركت مستمر بشمارد ، سخت بودن اين زندگى برايش غير قابل تحمّل خواهد بود . زندگىِ هميشگى بايد توأم با راحتى و آسايش باشد ؛ در غير اين صورت ، طاقت فرسا ، فرسوده كننده و نابودكننده مى گردد . وقتى انسان به ياد مرگ مى افتد ، زندگى دنيا را پايان پذير مى بيند و هول انگيز بودن آن ، لذّت جويى را خاموش مى سازد و بدين سان ، وضع موجود ، تحمّل پذير مى گردد . در حقيقت ، ياد مرگ ، نقش مهاركننده و مديريت كننده دارد . اگر انسان در سختى باشد و به ياد مرگ افتد ، گشايشى براى او حاصل مى شود و احساس مى كند از آن
[١] الجامع الصغير ، ج١ ، ص٢٠٨ ، ح١٤٠١ ؛ كنز العمّال ، ج١٥، ص٥٤٣، ح٤٢٠٩٨ .