رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢٩
در اين ميان ، راه چاره اين است كه محوريت لذّت جويى از بين برود. انسان براى اين كه لذّت ببرد، بايد لذّت طلب نباشد! براى تعديل لذّت جويى ، راه هايى وجود دارد : يكى «زهد و بى رغبتى» به دنياست و ديگرى «ياد مرگ» كه در ادامه به آن مى پردازيم:
الف ـ بى رغبتى به دنيا
لذّت جويى و پيامد آن
پيش از اين گفتيم كه «ناپايدارى دنيا» [١] و «اجتناب ناپذيرى سختى ها» [٢] از واقعيّت هاى دنيايى هستند كه ما در آن زندگى مى كنيم ؛ اما انسان ، دنيا را مكان لذّت طلبى و كامجويى مى خواهد و اين جاست كه بار ديگر ، ناهماهنگى ميان واقعيّت دنيا و خواسته انسان پديد مى آيد. آيا تاكنون به اين نكته فكر كرده ايد كه اين ناهماهنگى چه تأثيرى بر زندگى ما خواهد داشت؟ لذّت خواهى از دنياى ناپايدار و سختى گريزى ، موجب اضطراب ، اندوه و حسرت مى گردد . اضطراب يعنى «نگرانى فردا» ، اندوه يعنى «غم امروز» و حسرت يعنى «افسوس ديروز» . اگر انسان ، لذّت طلب شود ، نسبت به آينده ، نگران است و نسبت به مصيبت وارد شده ، غمگين مى گردد و نسبت به ديروز خود در آه و افسوس خواهد شد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهمى فرمايد:
.أنا زَعيمٌ بِثَلاثٍ لِمَن أكَبَّ عَلَى الدُّنيا ؛ فَقرٍ لا غَناءَ لَهُ ، وبِشُغُلٍ لا فَراغَ لَهُ ، وبِهَمٍّ وحُزنٍ لاَ انقِطاعَ لَهُ . [٣]
.من سه چيز را براى كسى كه دلبسته دنياست تضمين مى كنم : فقرى كه بى نيازى ندارد ، و گرفتارى اى كه آسودگى ندارد و حزن و اندوهى كه پايان ندارد .
.امام على عليه السلام نيز درباره عواقب دنيادوستى م مَنِ استَشعَرَ الشَّغَفَ بِها مَلَأَت ضَميرَهُ أشجانا لَهُنَّ رَقصٌ عَلى سُوَيداءِ قَلبِهِ : هَمٌّ
[١] ر.ك: بخش اوّل ، فصل دوم : «دنيا ناپايدار است» (ص ٤٣).[٢] ر .ك : بخش سوم ، فصل دوم : «سختى ها اجتناب ناپذيرند» (ص٢٤٣) .[٣] كنز الفوائد ، ج١ ، ص٣٤٤ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٣ ، ص٨١ ، ح٤٣ .