رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦١
.با وجود حسن تدبير ، فقر ، وجود نخواهد داشت .
اگر به اهميت تدبير ، خوب توجّه شده باشد ، معناى جمله آغازين (كه گفتيم دارايى و درآمد ، نيمى از ماجراست) ، به خوبى روشن مى شود . خداوند ، روزى مى دهد؛ اما اين نيمى از ماجراست ؛ نيمه ديگر آن، مهارت انسان در مصرف كردن آن است . بر همين اساس است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از تدبير و تقدير ، به عنوان نيمى از زندگى ياد كرده است:
.التَّدبيرُ نِصفُ العَيشِ . [١]
.تدبير كردن ، نيمى از زندگى است .
.التَّقديرُ نِصفُ المَعيشَةِ . [٢]
.اندازه نگه داشتن ، نيمى از زندگى است .
امام على عليه السلام نيز از تدبير به عنوان نيمى از مال مورد نياز ، ياد كرده است . اين تعبير امام ، نشان از اهميت بالاى اين عامل دارد:
.التَّدبيرُ نِصفُ المَعونَةِ . [٣]
.تدبير كردن ، نيمى از مال مورد نياز است .
اگر روزى زندگى ، قانون خاصّى دارد و اگر قانون آن نيز همين است كه بيان شد ، معلوم مى شود كه انسان خردمند ، در انديشه تدبيرگرى خواهد بود ، نه كسب مال بيشتر . اگر سامان زندگى ، به تدبير كردن است ، انسان خردمند در انديشه ساماندهى زندگى خواهد بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
.إنَّ مِن عَقلِ الرَّجُلِ استِصلاحَ مَعيشَتِهِ . [٤]
[١] تحف العقول ، ص ٤٠٣ ؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٣٢٦ ؛ مسند الشهاب ، ج ١ ، ص ٥٤ ؛ الفردوس ، ج ٢ ، ص ٧٥ .[٢] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٤ ، ص٤١٦ ؛ الخصال ، ج٢، ص٦٢٠ ؛ تحف العقول ، ص١١١ ؛ الأمالى، طوسى، ص٦١٤ .[٣] غرر الحكم ، ح٨٠٧٦ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٢٥ .[٤] الفردوس ، ج١ ، ص٢١٤ .