رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧١
بدانيم سختى ها و حادثه ها بخشى از زندگى اند و همه اينها تحت يك برنامه منظّم و دقيقْ قرار دارند ، آن گاه ، واكنش ما متفاوت خواهد بود . امام على عليه السلام نامه اى به ابن عباس مى نويسد و در آن ، جمله اى بيان مى كند كه ابن عباس مى گويد : «بعد از سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از هيچ سخنى به اين اندازه ، بهره مند نشدم!». جمله حضرت ، در توصيف همين حالت ياد شده انسان است . ايشان مى فرمايد:
.أمّا بَعدُ ، فَإنَّ المَرءَ قَد يَسُرُّهُ دَركُ ما لَم يَكُن لِيَفوتَهُ ويَسوءُهُ فَوتُ ما لَم يَكُن لِيُدرِكَهُ . [١]
.اما بعد ، پس همانا آدمى گاهى به دست آوردن چيزى ، او را خرسند مى سازد كه بنا نبوده به او نرسد ، و نداشتن چيزى ، او را ناراحت مى كند كه بنا نبوده به او برسد .
به خوبى روشن است كه «غير منتظره دانستن» پديده ها، موجب خرسندى يا ناخرسندى ما مى شوند ؛ چيزى كه با واقعيّت ، سازگارى ندارد . واقعيّت ، اين است كه همه چيز بر اساس تقدير الهى رقم مى خورد . تلخ و شيرين زندگى ، تحت برنامه اى منّظم ، هدفمند و حكيمانه قرار دارد . اگر انسان ، زندگى را به جاى اين كه يكپارچه شيرين بخواهد و يا يكپارچه تلخ ببيند ، تحت برنامه اى هوشمند و حكميانه بداند ، واكنش متفاوتى به خوشايند و ناخوشايند زندگى ابراز مى كند ؛ ديگر نه از آن سرمستى ها خبرى خواهد بود و نه از آن بى تابى هاى طاقت فرسا و مأيوس كننده . وقتى بدانيم سختى هاى زندگى ، بر اساس مقدّرات خداوندى رخ داده كه رحيم ، عليم و حكيم است ، بدون شك ، اين باور ، تنيدگى و رنج مصيبت را كاهش مى دهد و موقعيّت ناخوشايند را تحمّل پذير مى سازد . وقتى مسلمانان صدر اسلام ، دچار بحران مى شدند ، منافقان ، خوش حال مى شدند و به آنان طعنه مى زدند . خداوند متعال براى تسكين آنان ، آنها را به مسئله تقدير الهى توجّه مى دهد و خطاب به رسول
[١] نهج البلاغة ، نامه ٢٢ ؛ خصائص الأئمّة ، ص٩٥ ؛ تحف العقول ، ص٢٠٠ ؛ ر . ك : الكافى ، ج٨ ، ص٢٤٠ ح٣٢٧ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص١٦٠ ؛ نهج البلاغة ، نامه ٦٦ .