رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٣
داريد اين است كه به اين واقعيّت ، باور پيدا كنيد. آن گاه خواهيد ديد كه چگونه مقاوم و بردبار مى شويد.
ما امانتداريم يا مالك؟!
فقدان و از دست دادن داشته ها از حوادث تلخى است كه موجب تنيدگى مى گردد . انسان به آنچه دارد، هم احساس تعلّق پيدا مى كند و هم نسبت به آنها دلبسته مى شود . اگر حادثه اى رخ دهد و چيزى از كسى گرفته شود ، بديهى است كه احساس ما با احساس خود فرد ، بسيار متفاوت خواهد بود و حتّى ممكن است ديگران ، هيچ احساس ناخوشايندى از آن حادثه پيدا نكنند ؛ زيرا ديگران ، چيزى را از دست نداده اند و صرفا به دليل اين كه فاميل يا دوستشان مصيبت ديده است ، ناراحت مى شوند . آنچه مصيبت فقدان (مال و عزيزان) را ناخوشايند مى سازد ، احساس تعلّق انسان ، نسبت به موضوع فقدان است . در بسيارى موارد ، از دست دادن اموال و عزيزان ، همچون از دست دادن پاره اى از وجود انسان است . اين ، به جهت احساس مالكيتى است كه نسبت به آن داريم . جدا شدن از آنچه مال ماست و دلبسته آن هستيم ، تنش زا و دردناك است . بى تابى كردن و شكايت نمودنِ هنگام فقدان ، به اين دليل است كه تصوّر مى شود قدرتِ قاهرى ، چيزهايى را كه ما «مالك» آن بوده ايم ، تصاحب كرده و يا نابود كرده است . ما همان اندازه از مصيبت فقدان ، غمگين مى شويم كه كسى اموال ما را آتش زند و يا عزيزان ما را به قتل برساند . در نظر ما اين دو حالت ، يكسان هستند . چه عزيز ما فوت كند و يا كسى او را به قتل برساند ؛ در هر دو حالت ، چنين مى پنداريم كه به ناحق ، آنچه را مال ما بود ، از دست ما خارج ساختند و نابود كردند . بسيارى از كسانى كه در مصيبت هاى فقدان ، بى تاب مى شوند و از خدا شكايت مى كنند ، چنين مى پندارند كه خداوند ، به زور ، آنچه را مال آنان و حق مسلّم آنان بوده ، از دستشان خارج كرده است ؛ كارى كه نبايد انجام مى داده است . اما آيا واقعيّت همين است كه ما تصوّر كرده ايم؟ آيا تصوّر ما درباره دارايى هاى مالى و انسانى ،