رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٩
ازدواج نترسيد ، بلكه ازدواج كرد و همين كار ، موجب توسعه زندگى اش گرديد . شايد قدرى بعيد به نظر آيد ؛ ظاهر امر نيز همين گونه است . بعيد به نظر مى رسد كه چنين چيزهايى واقعيت داشته باشد . اسحاق بن عمار مى گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آيا اين حديث واقعيت دارد كه جوانى از فقر، سه بار ، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهرسيد و هر سه بار ، حضرت وى را به ازدواج كردن فراخواند؟! و حضرت فرمود : «آرى ، اين ، حقيقت دارد» . آن گاه فرمود:
.الرِّزقُ مَعَ النِّساءِ وَالعِيالِ . [١]
.روزى ، همراه با زن و فرزند است .
اصل اساسى و بنيادين ، اين است كه انسان بايد افكار و انديشه هاى خود را اصلاح كند و آنها را با قوانين الهى و واقعيت هاى زندگى ، مطابق سازد . هماهنگ ساختن افكار با واقعيت ها ، كليد طلايىِ راحت زيستن است: چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد .
دو . فرزند صالح
گفتيم كه علّت خلقت انسان ، در دو جنس زن و مرد ، و علّت وجود غريزه جنسى در آنها ، تداوم نسل است . فرزند ، محصول زندگى مشترك همسران است . اين محصول ، يكى ديگر از لذّت هاى زندگى است . كسانى كه از نعمت فرزند محروم اند، خود را تنها مى يابند ؛ هر چند كه همسرى دارند و با دوستان و آشنايان و فاميل زندگى مى كنند . گويا فرزند داشتن ، يكى از نيازهاى عاطفى انسان است . حضرت زكريا عليه السلام كه از نعمت فرزند ، محروم بود ، از تنهايى به خداوند شكايت كرد و گفت:
[١] همان ، ص٣٣٠ ؛ عوالى اللآلى، ج٣، ص٢٨١ .