رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٧
. المَوتَ لِيُكافِيَهُ بِتِلكَ الحَسَنَةِ . [١]
.هر گاه اراده خداوند ـ عزّ وجلّ ـ اين باشد كه بنده اى را تكريم كند ، ولى او گناهى داشته باشد ، او را به بيمارى مبتلا مى سازد و اگر چنين نكند ، او را به نيازمندى مبتلا سازد ، و اگر چنين نكند ، مردن را بر او سخت گيرد تا بدين وسيله ، گناهش را كيفر دهد . و هر گاه اراده اش اين باشد كه بنده اى را خوار گرداند و او حسنه اى داشته باشد ، سلامتى به او دهد ، و اگر چنين نكند ، روزى اش را گسترش دهد و اگر چنين نكند ، مردن را بر او آسان گيرد ، تا بدين وسيله ، حسنه او را پاداش دهد .
در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شخصى فوت كرد . كسى گفت : گوارايش باد ، مُرد و هيچ بيمار نشد! در اين هنگام ، پيامبرخدا صلى الله عليه و آله فرمود :
.وَيحَكَ ! وما يُدريكَ لَو أنَّ اللّه َ ابتَلاهُ بِمَرَضٍ يُكَفِّرُ بِهِ مِن سَيِّئاتِهِ . [٢]
.واى بر تو! تو چه مى دانى اگر خداوند ، او را به بيمارى مبتلا كرده بود ، به وسيله آن ، گناهانش را كيفر مى داد .
بلا براى مؤمن ، شيرين و پر فايده است ، هر چند ظاهرى تلخ داشته باشد . آن كسى كه بايد بلايا را بى معنا بداند ، فرد بى ايمان است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره اين حقيقت مى فرمايد:
.إنَّ المُؤمِنَ إذا أصابَهُ السُّقمُ ثُمَّ أعفاهُ اللّه ُ مِنهُ كانَ كَفّارَةً لِما مَضى مِن ذُنوبِهِ ومَوعِظَةً لَهُ فيما يَستَقبِلُ . وإنَّ المُنافِقَ إذا مَرِضَ ثُمَّ اُعفِيَ كانَ كَالبَعيرِ عَقَلَهُ أهلُهُ ثُمَّ أرسَلوهُ فَلَم يَدرِ لِمَ عَقَلوهُ ولَم يَدرِ لِمَ أرسَلوهُ . [٣]
.همانا مؤمن وقتى بيمار شود و سپس خداوند ، او را عافيت دهد ، كفاره گناهان گذشته و موعظه اى براى آينده اش است ؛ ولى منافق ، وقتى بيمار شود و سپس عافيت يابد ، همانند شترى است كه صاحبش او را بسته و سپس او را باز كرده
[١] الكافى ، ج٢ ، ص٤٤٤ ، ح١ ؛ التمحيص ، ص٣٨ ، ح٣٥ ؛ مشكاة الأنوار ، ص١٥٧ .[٢] الموطأ ، ج٢ ، ص٩٤٢ ، ح٨ .[٣] سنن أبى داود ، ج٢ ، ص٥٥ ، ح٣٠٨٩ ؛ كنز العمّال ، ج٣ ، ص٣٠٧ ، ح٦٦٨٦ .