رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢٤
قهر كرده و حمايت خود را از ما برداشته است . اين تصوّر ، احساس تنهايى و بى ياورى را در پى دارد . كسى كه در مشكلات ، چنين تصوّرى از خدا دارد ، خود را با انبوهى از مشكلات ، تنها و بى ياور مى بيند و اين احساس ، روح نااميدى را در پى دارد و همين امر ، بر اندازه تنيدگى و فشار روانى فرد مى افزايد . سختىِ حوادث تلخ ، يك چيز است و احساس ناتوانى ، بى ياورى و نااميدى ، چيزى . اگر انسانِ گرفتار ، خود را در پناه نيرو يا نيروهاى حمايت كننده بداند و احساس اميدوارى و توانمندى در او وجود داشته باشد ، مشكلات را خيلى راحت تر پشت سر مى گذارد و فشار دوچندانى را متحمّل نمى شود . سختى حوادث ، تحمّل پذيرند ؛ آنچه بر اندازه اين سختى مى افزايد ، احساسات جانبى حوادث اند كه غيرمنطقى و غيرواقعى اند . يكى از مهارت هاى لازم اين است كه از بروز چنين احساساتى جلوگيرى شود و در صورت بروز ، نخست به برطرف كردن آن پرداخته شود . اگر مى خواهيد از آسيب هاى ويرانگر حوادث ، در امان باشيد ، بايد اين احساسات پيرامونى را كشف و مهار سازيد . راه ايمنى و مقاوم سازى ، مهار و مديريت احساس هاى قارچ گونه اى است كه در كنار حوادث اصلى مى رويند و توان روحى و روانى انسان را به شدّت كاهش مى دهند. مهار و مديريت احساس هاى جانبى ، بسته به كنترل تصوّرات است . منشأ احساسات ناخوشايند ، تصوّرها و ارزيابى هاى انسان است و راه كنترل و مهار آنها نيز ، مهار و مديريت تصوّرات و ارزيابى هاست . آيا اين واقعيّت دارد كه خداوند ، فقط خداى دوران خوشايند است؟! آيا اين درست است كه خداوند فقط ياور انسان هاى مرفّه و بى درد است؟! هرگز به اين مسائل نمى انديشيم . اصولاً تصوّرهاى ما ، هر چند منشأ احساس هاى ما هستند ، اما هرگز به چگونگى شكل گيرى آنها و درست يا نادرستى آنها نمى انديشيم! تصوّرات ما بدون نظر ما شكل مى گيرند و ما را اسير احساس هاى ناخوشايندِ برآمده از آن مى سازند .