رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٧
زندگى ، مايه چشم روشنى او مى گردد. [١] پس زيبايى زندگى [٢] و لذّت آن در «قناعت» است. [٣]
قناعت و تلاش
قناعت به معناى تنبلى و بى كارى نيست . وقتى در جايى سخن از قناعت و رضايت مى شود ، بلافاصله سؤال مى شود كه : يعنى نبايد تلاش كرد؟ نقش تلاش چه مى شود؟ قناعت و تلاش ، دو مقوله جدا از يكديگرند . «تلاش و تنبلى» در يك طبقه قرار مى گيرند و «قناعت و حرص» ورزيدن نيز در يك طبقه . انسان در مقام عمل ، يا تلاشگر است يا تنبل و در مقام احساس و روحيه ، يا قانع است و يا حريص . در اين كه انسان بايد تلاش كند ، شكّى نيست ؛ اما سخن اين است كه همراه با حرص باشد يا قناعت؟ امام على عليه السلام مى فرمايد:
.اُطلُبُوا الرِّزقَ فَإِنَّهُ مَضمونٌ لِطالِبِهِ . [٤]
.روزى را طلب كنيد ؛ زيرا روزى ،براى كسى كه آن را طلب كند ، تضمين شده است .
پس برقرار ساختن تساوى بين «قناعت» و «تنبلى» ، يك مغالطه است . خداوند ، روزى را تأمين كرده ، ولى انسان نيز وظيفه اى دارد . سدير مى گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : وظيفه انسان در طلب روزى چيست؟ حضرت فرمود:
.إذا فَتَحتَ بابَكَ وبَسَطتَ بِساطَكَ فَقَد قَضَيتَ ما عَلَيكَ . [٥]
[١] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «من رضى بما رزقه اللّه قرت عينه» (الأمالى ، طوسى ، ص٢٢٥ ، ح٣٩٣ ؛ ر. ك: تحف العقول، ص٤٠ ؛ مستدرك الوسائل، ج١٥، ص٢٢٤، ح١٨٠٦٧) .[٢] امام على عليه السلام : «جمال العيش القناعة» (غرر الحكم ، ح٨٩٩٠ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٢٢٢) .[٣] امام على عليه السلام : «القناعة لذة العيش» (تاريخ يعقوبى ، ج٢ ، ص٣٢١) ؛ «أطيب العيش القناعة» (غرر الحكم ، ح ٨٩٨٢ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص١١٣) .[٤] الإرشاد ، مفيد ، ج١ ، ص٣٠٣ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص٤٢٣، ح٤٠ .[٥] الكافى ، ج٥ ، ص٧٩ ، ح١ ؛ تهذيب الأحكام ، ج٦ ، ص٣٢٣ ، ح٧ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٣ ، ص ١٦٥ ، ح٣٦٠٧ .