رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦١
مرگ ، نيستى يا پل بهشت؟
در روز عاشورا ، امام حسين عليه السلام و ياران خاص ايشان از سخت شدن كار و شدّت يافتن نبرد، نه تنها هيچ هراسى به دل راه نمى دادند ، بلكه چهره شان گشاده تر و بانشاط تر مى شد؛ اما گروه ديگرى بودند كه با شدّت يافتن جنگ و نزديك شدن زمان كشته شدن، هراسان تر مى شدند و به يكديگر مى گفتند: «ببينيد امام حسين عليه السلام باكى از مرگ ندارد». اين جمله ، نشان مى دهد كه آنچه آنان را تحت فشار قرار داده بود، مرگ و كشته شدن بود و آنچه مرگ را براى آنان به يك عامل فشار روانى تبديل كرده بود، تفسير نادرست از آن بود. اما امام حسين عليه السلام با ارائه تفسير واقعى از مرگ، آنان را نيز مقاوم و بردبار ساخت و از فشارهاى روانى ، آزاد كرد. آن حضرت به آنان فرمود:
.صَبرا بَنِي الكِرامِ فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إلَى الجَنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعيمِ الدّائِمَةِ . فَأَيُّكُم يَكرَهُ أن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ ؟ ! وما هُوَ لِأَعدائِكُم إلاّ كَمَن يَنتَقِلُ مِن قَصرٍ إلى سِجنٍ وعَذابٍ . [١]
.بردبار باشيد اى بزرگ زادگان ، كه مرگ ، چيزى نيست جز پلى كه شما را از ناراحتى و سختى ، به باغ هاى پهناور و نعمت هاى هميشگى منتقل مى سازد. پس كدام يك از شما دوست ندارد كه از زندان ، به قصر منتقل شود؟! ومرگ براى دشمنان شما چيزى نيست مگر همانند كسى كه از قصر ، به زندان و شكنجه ، منتقل مى شود.
از لابه لاى اين كلام نيز ، هم ناخرسندى آنان به دست مى آيد و هم نابردبارى آنان كه ريشه در تفسير نادرست از مرگ دارد. امام حسين عليه السلام با درك اين مطلب، نگرش آنان به مرگ و ارزيابى آنان از كشته شدن را تصحيح كردند و بدين وسيله ، آنان نيز دليرانه جنگيدند و به شهادت رسيدند. بنابراين نبايد نقش ارزيابى ها را ناچيز انگاشت. اگر از مصيبتى رنج مى بريد و دچار فشار روانى شده ايد، حتماً ارزيابى خودتان از موقعيّت را كنترل كنيد و با مقياس
[١] بحار الأنوار، ج٤٤، ص٢٩٧ ؛ معانى الأخبار، ص٢٨٨.