رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧
باشند؛ اما يكديگر را نيافته باشند . «يافتن»، غير از «ديدن» است . شرطِ يافتن و پيدا كردن، «شناختن» است . كسى كه در پى خوش بختى و رسيدن به شادكامى و رضامندى است، بايد بداند دنبال چه چيزى مى گردد . اگر رضايت را نشناسد و نشانه اى از آن نداشته باشد ، هرچه تلاش كند، كمتر مى يابد و همين ناكامى، بر نارضايتى ها و تنيدگى هاى [١] او مى افزايد . پديده شگفتى است! كسى كه به سمت چيزى حركت مى كند، بايد بيشتر و بيشتر به آن نزديك شود ؛ اما اين كاوش ، جوينده را بيشتر و بيشتر دور مى كند و او را خسته و نااميد و رنجور مى سازد و اين همه، به خاطر اين است كه نمى داند در جستجوى چيست. گذشته از ناكامى ، حيرت و سرگردانى نيز پيامد نشناختن ماهيت رضايت است . كسى كه مى كاود، اما نمى داند در اين پهنه هستى در جستجوى چيست ، حيران و سرگردان خواهد شد ، قدرت انتخاب را از دست خواهد داد و گم شده خويش را نخواهد يافت و همين امر، بر نارضايتى و تنيدگى او خواهد افزود . ناكامى و سرگردانى، موجب نااميدى و ناتوانى مى شود . كاوشگر ناكام و سرگردان ، نااميد و ناتوان مى شود ؛ نه آينده روشنى را براى خود تصوّر مى كند و نه توان حركتى در خود مى يابد . چنين كسى خسته و رنجور، در گوشه اى از كوچه پس كوچه هاى زندگى بر زمين خواهد افتاد و هيچ شوكى، او را به زندگى برنخواهد گرداند . شما چه طور؟ آيا مى دانيد رضايت چيست؟ آيا نشانه هاى آن را مى شناسيد؟ آيا نشانى خوش بختى را مى دانيد؟ اگر مى خواهيد موفق شويد ، بهتر است نخست بدانيد رضايت چيست و اساسا به دنبال چه چيزى هستيد.
رضايت چيست؟ خوش بختى كجاست؟
بيست و دو سال داشتم و همان مسيرى را در زندگى دنبال كرده بودم كه اجتماع براى رسيدن به خوش بختى ديكته مى كند . از دانشگاه، فارغ التحصيل
[١] تنيدگى : فشار روانى ، اِستِرِس (stress) .