رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٤
بى صاحب نيست و كسى آن را تضمين كرده است كه هم خزانه هاى آفرينش در دست اوست و هم قدرت برتر آفرينش و بلكه تنها قدرت آفرينش است ، لذا هم داراست و هم توانا. دوم اين كه در تعيين روزى ، ملاك اساسى ، «مصلحت» فرد است . تضمين كننده روزى ، علاوه بر دارا و توانا بودن ، دانا و حكيم نيز هست . از اين رو ، آنچه را تعيين مى كند ، بر اساس مصلحت فرد است و نه چيز ديگر. سوم اين كه حرص زدن و تلاش كردن بى حاصل ، تأثيرى در افزايش روزى نخواهد داشت و متانت ورزيدن و عفّت پيشه كردن نيز از آن نخواهد كاست . بر اساس آنچه بيان شد ، اكنون مى توان مفهوم قناعت و تأثير آن در زندگى را بهتر فهميد . قناعت ، كليد رضايت از زندگى است . شخص قانع براى كسب روزى تلاش مى كند ، ولى به آنچه خدا روزى او كرده ، بسنده مى كند . از اين رو ، نه معترض است و نه احساس ناكامى مى كند ؛ بدين جهت ، از زندگى خود احساس رضايت خواهد كرد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد كه بر اوّلين در بهشت نوشته شده است : هر چيزى چاره اى دارد و چاره زندگى، چهار چيز است كه يكى از آنها قناعت است. [١] تفاوت فرد قانع با فرد حريصِ ناراضى، در احساس آرامشى است كه فرد قانع ، از آن بهره مند است و فرد حريص ، از آن محروم . نه حرص زدن حريص بر ميزان روزى او افزوده است و نه قناعت قانع ، روزى كمترى نصيب وى كرده است . پس اگر انسان به آنچه تعيين شده ، راضى باشد ، از نعمت آرامش نيز برخوردار خواهد شد ؛ چيزى كه فرد حريص از آن محروم است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهمى فرمايد:
.ألا و إنَّ لِكُلِّ امرِىً? رِزقا هُوَ يَأتيهِ لا مَحالَةَ ، فَمَن رَضِيَ بِهِ بورِكَ لَهُ فيهِ و وَسِعَهُ و مَن لَم يَرضَ بِهِ لَم يُبارَك لَهُ فيهِ ولَم يَسَعهُ. [٢]
.آگاه باشيد كه براى هر كس ، روزى اى هست كه به ناچار به او مى رسد . پس
[١] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «... فعلى اوّل باب منها (الجنة) مكتوب... لكل شى ء حيلة و حيلة العيش اربعة خصال ؛ القناعة و بذل الحق و ترك الحقد و مجالسة اهل الخير» (بحار الأنوار، ج٨، ص١٤٤، ح٦٧).[٢] أعلام الدين ، ص٣٤٢ ؛ مستدرك الوسائل، ج١٣، ص٢٩، ح١٤٦٥٢ .