رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٤
پايدار است يا ناپايدار؟ آيا هيچ به اين فكر كرده ايد كه دنيا ناپايدار است؟ آيا مى دانيد يكى از واقعيت هاى دنيا ناپايدارى آن است ؟ موقعيت ناخوشايند ، معمولاً پس از حالت خوشايند ايجاد مى شود . هنگامى سختى و مصيبتى براى انسان فرا مى رسد كه قبل از آن در حالت سرور و خوشى به سر مى برده است . انتقال از خوشى به ناخوشى شايد از مهم ترين عوامل تنيدگى و فشار روانى باشد . اگر تصوّر كنيم كه حالت خوشى و راحتى وجود نداشته و سپس مصيبتى فرا رسد ، تلخى و دردناكى آن كمتر از وقتى است كه همان مصيبت ، پس از خوشى و سرمستى فرا رسد . در اين جا مصيبت ، يكى است ؛ اما آنچه آزاردهندگى مصيبت را در حالت دوم بيشتر مى كند ، انتقال از خوشى به ناخوشى و از نعمت به نقمت است . قرآن كريم درتوصيف اين حالت مى فرمايد: وَ إِنَّـآ إِذَآ أَذَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَ إِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةُم بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الاْءِنسَـنَ كَفُورٌ . [١] و ما هنگامى كه به انسان نعمتى از جانب خود بچشانيم ، از آن ، خرسند مى شود و اگر به خاطر كردارشان بدى به آنها برسد ، [در آن حالت] همانا انسان كفرورز است . در آيه ديگرى مى فرمايد : وَ لَـلـءِنْ أَذَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَـهَا مِنْهُ إِنَّهُو لَيَـ?وسٌ كَفُورٌ . [٢] و اگر به انسان ، رحمتى از جانب خود بچشانيم ، سپس آن را از او بگيريم ، همانا او نااميد و كفرورز است . در آيه اوّل ، نعمت موجود ، سلب نمى شود ، بلكه نقمت ديگرى فرا مى رسد ؛ اما در آيه دوم ، نعمت موجود ، سلب مى شود . هر چه باشد مهم اين است كه انتقال از خوشى به ناخوشى ، آزارى دارد كه شايد بيشتر از آزار اصل نقمت باشد.
[١] سوره هود، آيه ٩ .[٢] سوره شورا، آيه ٤٨ .