رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٦٠
.لا تُحَمِّل عَلى يَومِكَ هَمَّ سَنَتِكَ ، كَفاكَ كُلَّ يَومٍ ما قُدِّرَ لَكَ فيهِ ، فَإِن تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ فَإِنَّ اللّه َ سُبحانَهُ سَيَأتيكَ في كُلِّ غَدٍ بِجَديدِ ما قُسِمَ لَكَ وإن لَم تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ فَما هَمُّكَ بِما لَيسَ لَكَ ؟ [١]
.اندوه سال خود را بر امروز خود وارد نساز كه در هر روز ، آنچه براى تو مقدر شده ، كافى است . پس اگر فردا از عمر تو باشد ، خداوند سبحان در هر فردايى ، روزىِ جديد تو را به تو خواهد رساند و اگر از عمر تو نباشد ، چرا نسبت به چيزى اندوهگين مى شوى كه مال تو نيست ؟
در حديث قبل ، براى نفى اندوه فردا را خوردن ، محور بحثْ اين بود كه هر روز ، گرفتارىِ خود را دارد و در اين حديث ، محور بحثْ اين است كه شايد آينده از آن تو نباشد ؛ پس چرا اكنون اندوه فردايى را دارى كه ممكن است مال تو نباشد؟ همه اينها يك وجه مشترك دارند و آن اين كه بايد فشار روانى را بر گذر زمان توزيع كرد.
٣ . آنچه بود و رفت ، مثل آنچه نبود
گاهى چيزى را از دست مى دهيم و بى تاب مى شويم و گاهى به خاطر آنچه مى خواسته ايم و به دست نياورده ايم ، بى تاب مى شويم . از دست دادن داشته ها و به دست نياوردن خواسته ها، هر دو از امورى هستند كه موجب تنيدگى و فشار روانى مى گردند . ما در زمان حال قرار داريم و در زمان حال ، يا چيزهايى داشته ايم و از دست داده ايم و يا چيزهايى مى خواسته ايم و به دست نياورده ايم. با اين دو حالت چه بايد كرد؟ اين دو مسئله را مى توان از هم جدا نمود و از هر يك ، براى تسكين ديگرى استفاده كرد . تصوّر كنيد كه چيزى را از دست داده ايد و اكنون فاقد آن هستيد و به خاطر آن ، غمگين و ناراحت هستيد . اكنون به چيز ديگرى نمى انديشيد ؛ مسئله تنش زاى شما از دست دادن چيزى است كه داشته ايد. در اين وضعيت مى توانيد به اين بينديشيد كه خيلى چيزهاى ديگرى را هم نداريد . اگر بنا باشد براى «نداشتن» ،
[١] غرر الحكم ، ح٩١٩٢ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٥٢٠ ؛ ر. ك: نهج البلاغة، حكمت ٣٧٩ .