رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥
.هم او مى فرمايد: ما أصبَحَ فِي الدُّنيا أحَدٌ إلاّ ضَيفا ومالُهُ عارِيَةٌ ، فَالضَّيفُ مُنطَلِقٌ وَالعارِيَةُ مُؤَدّاةٌ . [١]
.هيچ كس در دنيا نيست مگر اين كه مهمان است و مال او امانت؛ پس مهمان مى رود و امانت ، برگردانده مى شود.
كسى كه در دنيا ، خود را «مهمان» و مال را «عاريه» بداند، نه نسبت به مدّت اقامت در دنيا نالان مى شود و نه نسبت به آنچه ندارد يا از دست داده ، شكايت مى كند.
دو . خود را غريب يا رهگذر بدانيد
ايده آل نگرى انسان ، مربوط به جايى است كه وطن اصلى و اقامتگاه دائمى او باشد. ما از هر چيز نازيبا و ناخوشايندى ناراحت مى شويم؛ اما اگرمربوط به محل اقامت ما نباشد، تحمّل آن ، چندان مشكل نخواهد بود. اگر كسى به مسافرتى برود كه همراه با سختى ها و ناخوشايندى هايى باشد، آنها آن را تحمّل خواهد كرد؛ چون آن جا وطن او نيست. وقتى تحمّل ناملايمات ناممكن مى شود كه در اقامتگاه دائمى خود با سختى ها و ناملايمات روبه رو شويم. دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم ، چگونه جايى است: اقامتگاه يا توقّفگاه؟ ما در اين دنيا چگونه ايم : ساكن يا غريب و رهگذر؟ دنيا خانه دائمى ما نيست و ما نيز ساكنان هميشگى آن نيستيم. اين ، يكى از واقعيت هاى دنياست. پيامبر خدا در اين باره مى فرمايد:
.كُن فِي الدُّنيا كَأَنَّكَ غَريبٌ أو عابِرُ سَبيلٍ ، وعُدَّ نَفسَكَ في أهلِ القُبورِ . [٢]
.در دنيا به گونه اى باش كه گويا نا آشنا يا رهگذر هستى و خودت را در زمره اهل قبور قرار ده.
اگر انسان ، خود را در اين دنيا غريب و نا آشنا و رهگذرى بداند كه لحظاتى را در
[١] الفردوس ، ج٤ ، ص٦٣ ، ح٦١٩٧ .[٢] سنن الترمذى ، ج٢ ، ص٣٨٨ ؛ صحيح البخارى ، ج٥ ، ص٢٣٥٨ ، ح٦٠٥٣ ؛ سنن ابن ماجة ، ج٢ ، ص١٣٧٨ ، ح٤١١٤ ؛ مسند ابن حنبل ، ج٢ ، ص١٣٢ ، كنز العمّال ، ج٣ ، ص١٩٤ ، ح٦١٢٧ ؛ الأمالى ، طوسى ، ص٣٨١ ، ح٨١٩ ؛ مشكاة الأنوار ، ص٣٠٤ ؛ تنبيه الخواطر ، ج٢ ، ص٥٢ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٣ ، ص ٩٩ ، ح٨٥ .