رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٤٠
پديده را معلول اراده خداوند مى شمرد ؛ از اين رو ، نسبت به خداوند نيز بدگمان مى گردد و بديهى است كه اين بدگمانى ، سطح رابطه ها را كاهش مى دهد ؛ اندازه و عمق معنويت اين افراد را پايين مى آورد و مهم تر از همه ، كيفيت خود را از دست مى دهد و لذا همان عبادت اندك نيز لذّت بخش نخواهد بود. فقدان اين لذّت ، موجب ناكامى روان در ارضاى يكى از نيازهاى اصيلش گشته ، پيوسته ، پژمرده تر و پژمرده تر مى شود و همه اينها معلول دل بستگى به دنياست.
چگونه مى توان به دنيا بى رغبت شد؟
مى خواهيم دلبسته دنيا نباشيم ، اما نمى دانيم چگونه مى توان به اين مهم دست يافت . مهم ترين و كارآمدترين عامل براى دل كندن از دنيا را بايد در قلمرو شناخت و انديشه جستجو كرد . شناخت ، در رأس همه امور است . انسان ، آن گونه كه مى انديشد ، زندگى مى كند . براى رسيدن به زهد بايد شناخت را تصحيح و تقويت كرد . اين ، يك اصل است . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
.لا تَزهَدَنَّ في شَيءٍ حَتّى تَعرِفَهُ . [١]
.هرگز در چيزى زهد نمى ورزى ، تا اين كه آن را بشناسى .
١. شناخت ماهيت دنيا
دل كندن از دنيا ، ميوه عقل و خرد است [٢] . كسى كه دنياى ناپايدار را آن گونه كه هست ، بشناسد ، بديهى است كه دل از دنيا مى كند . آيا كسى به يك چيز متعفّن ، دل مى بندد؟ آيا كسى به چيز بى فايده و پُرزحمت ،دل مى بندد؟ آيا كسى چيز پايدار را رها مى كند و به چيز ناپايدار دل مى بندد؟ شناخت و آگاهى از حقيقت دنيا ، نقشى اساسى در اين زمينه دارد . امام كاظم عليه السلام به هشام بن حكم مى فرمايد:
[١] غرر الحكم ، ح٦٠٧٢ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص٥٢٠ .[٢] امام على عليه السلام : «ثمرة العقل مقت الدنيا و قمع الهوى ؛ ميوه عقل ، دشمنى با دنيا و ريشه كن كردن هوس است» (غرر الحكم ، ح٤١٨ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص٢٠٨) .