رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٣٤
كاركرد روانى زهد
نكته مهم ، چگونگى كاركرد دل بستگى نداشتن به دنيا در تأمين آسودگى زندگى است . زهد و دلبسته دنيا نبودن ، چه مى كند كه آسودگى روانى را به ارمغان مى آورد؟ راز آن ، اين است كه قطع دل بستگى از دنيا انسان را از فراز و فرود دنيا رها مى كند . همان گونه كه در آغاز اين بحث گفتيم ، ناپايدارى دنيا و فراز و فرود آن ، فشار فراوانى را بر انسان وارد مى سازد ؛ اما اگر انسان ، رابطه عاطفى و روانى خود را با اين عامل پر فراز و فرود ، قطع كند و دلبسته آن نباشد ، از فراز و فرود آن نيز رها گشته، مدام در تلاطم نخواهد بود ؛ هر چند از مواهب آن نيز بى بهره نخواهد شد. چنين كسى از روى كرد دنيا خرسند و سرمست نخواهد شد و از روى گرد آن نيز غمگين و ناراحت نمى شود . انسانى كه سرمست از ظواهر دنياست ، هنگام بلا ، به شدّت اندوهگين و عصبانى مى شود ، به حدى كه ممكن است نااميد و ناتوان گردد . اين ، به خاطر دل بستگى به دنياست و اين جاست كه رضايت از زندگى ، ذبح مى شود ؛ اما اگر انسان ، دلبسته دنيا نباشد ، نه از آمدنش سرمست مى شود و نه از رفتنش اندوهگين مى گردد و بدين سان ، راحت و آسوده زندگى مى كند . امام على عليه السلام در تبيين اين حقيقت مى فرمايد :
.... أمَّا الزّاهِدُ فَقَد خَرَجَتِ الأَحزانُ والأَفراحُ مِن قَلبِهِ ، فَلا يَفرَحُ بِشَيءٍ مِنَ الدُّنيا و لا يَأسى عَلى شَيءٍ مِنها فاتَهُ ، فَهُوَ مُستريحٌ . [١]
.... و اما زاهد ، پس حقيقتا غم و خرسندى از قلب او خارج شده است . از اين رو ، نه از به دست آوردن دنيا خرسند مى گردد و نه به خاطر از دست دادن آن ، اندوهگين مى شود . بدين جهت ، او آسوده است .
اين ، معجزه دلبسته نبودن به دنياى ناپايدار و متغيّر است . ما آسايش را در بهره مندى بيشتر و بيشتر مى دانيم و لذا هيچ گاه به آن نمى رسيم ؛ اما آسايش و راحتى زندگى در اين است كه انسان در كنار تلاش و فعّاليت ، اهميت ندهد كه چه دارد و چه
[١] الكافى ، ج٢ ، ص٤٥٦ ؛ تنبيه الخواطر، ج٢، ص١٦١ .