رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢
چيست و براى چه آفريده شده است؟ اگر انسان را موجودى بدانيم كه دنيا ، انتهاى زندگى او باشد و بشر ، ظرف ديگرى براى زندگى نداشته باشد و اگر دنيا را جايگاهى بدانيم كه براى خود اصالت دارد و كمالش در فراهم بودن نعمت هايش باشد ، در آن صورت ، كاستى ها و فقدان هايش بسيار دردناك و غير قابل تحمّل مى شود . زندگى هنگامى بى معنا و غيرقابل تحمّل مى گردد كه براى انسان ، چيزى جز زندگى اين دنيا وجود نداشته باشد و دنيا همه ظرف زندگى او باشد ؛ اما آيا اين تصوّر ، با واقعيت هماهنگ است؟ تا چه اندازه ، تصوّر ما از خودمان و از دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم ، با واقعيت هاى هستى مطابقت دارد؟ آيا تا به حال ، به اين فكر كرده ايد كه تصوّرات ما بايد با واقعيت ها هماهنگ باشد ، نه آن گونه كه دوست مى داريم؟ واقعيت دنيا چيست؟ آيا اصالت داشته و همه زندگى انسان است؟ واقعيت انسان چيست؟ آيا همه هستى او محدود به همين دنياست؟ نه دنيا همه هستى است و نه حيات انسان ، محدود به اين دنياست . دنيا نه تنها قطعه اى از حيات و بلكه مقدمه و زمينه ساز حيات اصيل و پايدار بشر است و انسان ، نه تنها محدود به اين دنيا نيست بلكه دنيا و زندگى دنيوى او مزرعه آخرت است. [١] پس دنيا و زندگى دنيوى انسان اصالت ندارد و همه چيز انسان در آن ، تعريف و معنا نمى شود . ما اين جا به دنيا مى آييم ، امّا براى دنيا آفريده نشده ايم . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
.فَفِى الدُّنيا حُيّيتُم ولِلآخِرَةِ خُلِقتُم . [٢]
.در دنيا حيات يافتيد و براى آخرت ، آفريده شديد .
دنيا نيز همه چيز هستى نيست و اين جا همه حيات انسان نيست . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
.الدُّنيا خُلِقَت لِغَيرِها ولَم تُخلَق لِنَفسِها . [٣]
[١] م عوالى اللآلى ، ج ١ ، ص ٢٦٧ ؛ تنبيه الخواطر ، ج ١ ، ص ١٨٣ .[٢] عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج١ ، ص٢٩٨ ، ح٥٦ ؛ الأمالى ، صدوق ، ص١١٠ ؛ مشكاة الأنوار ، ص٢٦٩ .[٣] نهج البلاغة ، حكمت ٤٦٣ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٣ ، ص١٣٣ ، ح١٣٦ .