رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٣١٦
١. خداوند ، توان بردبارى مى دهد
همان گونه كه حوادث و پديده هاى زندگى ، تحت اختيار و تقدير الهى است، هم او توان بردبارى را نيز مى دهد. خداوند متعال ، هم حوادث را مقدّر مى كند و هم قدرت مقاومت در برابر آنها را به فرد مى دهد؛ ولى ما معمولاً از اين اقتدار خدادادى ، بى خبريم و به همين جهت ، از آن ، بهره بردارى نيز نمى كنيم. انسان قدرتمندى كه از قدرت خودْ بى خبر است ، ناتوان است . احساس توانمندى ، بسته به وجود قدرت نيست ؛ بلكه به آگاهى ما از قدرت و باور ما به قدرتمندى ، بستگى دارد . بردبارى كردن ، يك توانمندى است . اين توانمندى هنگامى كارآيى دارد كه درك شود و به كار گرفته شود . بسيارى از ما چون احساس مى كنيم توان صبر كردن نداريم ، بى تاب مى شويم . نااميدى و احساس ناتوانى، محصول ناآگاهى از «توان بردبارى»اند . خداوند متعال ، توان بردبارى را به انسان مى دهد . اين ما هستيم كه بايد از اين قابليت ، استفاده كنيم . در اين باره ، چند نكته وجود دارد:
الف ـ موقعيّت جديد، توان جديد
هنگام وقوع بلا، توان بردبارى آن نيز به وجود مى آيد. تصوّر نكنيد كه توان شما همان توان سابق است و بلاى طاقت فرسايى بر توان عادى پيش ، اضافه شده است ، واقعيّتْ اين است كه با وقوع بلا و پيش آمدن موقعيّت جديد، توان مقاومت نيز توسعه مى يابد. موقعيّت جديد با نيروى جديد ، همراه است.
ب ـ تقدّم صبر بر بلا
نكته مهم تر اين كه پيش از وقوع بلا، توان صبر كردن به وجود مى آيد. نه تنها موقعيّت جديد، توان جديد را به همراه دارد، بلكه پيش از وقوع بلا، توان بردبارى نصيب فرد مى گردد.