رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨٧
.صَبَرتُ وفِي العَينِ قَذىً وفِي الحَلقِ شَجىً . [١]
.استخوان در گلو و تيغ در چشم ، صبر كردم.
آيا او نبود كه در محراب عبادت ، فرقش را شكافتند؟ آيا هم او نبود كه پس از رحلت پيامبر خدا عليه السلام به خانه اش هجوم بردند و همسرش را كتك زدند و فرزندش را سقط كردند؟ آيا همسر او برترين زنان آفرينش نيست؟ مگر حضرت زهرا عليهاالسلام آن قدر اذيت نشد كه پس از رحلت پدر ، بيش از ٧٥ يا ٩٥ روز نتوانست زندگى كند؟ آيا فرزندش امام حسن عليه السلام نبود كه آن همه ستم از مردم ديد و حتى درون خانه اش نيز امنيت نداشت و به دست همسرش مسموم شد؟ او همان كسى نبود كه جنازه اش را تير باران كردند و نگذاشتند در كنار جدّش به خاك سپرده شود؟ و آيا هم او نبود كه به برادرش فرمود: «هيچ روزى مثل روز تو نيست ، اى اباعبداللّه !»؟. آيا امام حسين عليه السلام نبود كه در روز عاشورا آن همه مصيبت ديد؟ آيا على اكبرش را پاره پاره نكردند؟ آيا حنجره طفل شيرخوارش را با تير سه شعبه ، هدف قرار ندادند؟ آيا برادر باوفايش حضرت ابوالفضل عليه السلام را در مقابل ديدگانش با آن وضع فجيع ، به شهادت نرساندند؟ آيا برادرزادگان و اصحاب باوفايش را در مقابل ديدگانش به شهادت نرساندند؟ آيا خود او را به شهادت نرساندند؟ آيا سر از بدنش جدا نكردند؟ آيا بدنى را كه روزگارى روى دوش رسول خدا صلى الله عليه و آله جاى داشت، زير سم ستوران ، لگدمال نكردند؟ آيا با آن وضع فجيع، خانواده اش را به اسيرى نبردند؟ آيا كاروان اُسرا آن همه سختى و رنج نكشيدند؟... و آيا ديگر امامان معصوم عليهم السلام بيشترين دردها و مصيبت ها را نديدند؟ اگر بلا و مصيبت ، نشانه خوارى باشد، چگونه مصيبت ها و بلاهايى كه بر سر شريف ترين بندگان خدا آمده است را مى توان توجيه كرد؟ همه اينها نشانگر آن است كه مصيبت ها و گرفتارى ها در نزد خداوند متعال ، به معناى خوارى و ذلّت نيست ؛ بلكه برعكس، «هركه در اين بزم ، مقرّب تر است ـ جام
[١] معانى الأخبار، ص٣٦١.