رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨٣
چه چيزى شيرين تر از آن . چرا شهادت ، «طالب» دارد؟ ريشه شهادت طلبى ، معنادارى مرگ در راه خداست . اگر مرگ، «در راه خدا» باشد ، خواهان دارد . «خدا» عالى ترين معناى زندگى انسان است و هر چيزى كه در آن راستا باشد ، قابل تحمّل و بلكه شيرين است . مهمْ اين است كه معناى آن را دريابيم . راز پذيرفتن شهادتِ با آغوش باز را بايد در اين جا جستجو كرد. در جريان كربلا وقتى كاروان امام حسين عليه السلام به منزل ثعلبه رسيد، خواب سبكى ايشان را فراگرفت. امام عليه السلام وقتى بيدار شد، فرمود:
.سَمِعتُ هاتِفا يَقولُ : أنتُم تُسرِعونَ وَالمَنايا تُسرِعُ بِكُم إلَى الجَنَّةِ .
.شنيدم هاتفى مى گويد: شما مى شتابيد و مرگ ، شما را به سوى بهشت مى شتاباند.
در اين هنگام ، حضرت على اكبر سؤالى كرد كه بسيار تأمل برانگيز است. ايشان پرسيد:
.يا أبَه ! أفَلَسنا عَلَى الحَقِّ ؟
.پدر جان! آيا ما بر حق نيستيم؟
اين سؤال ، يك پرسش معناشناسى است. اين جوان برومند ، به دنبال يافتن پاسخ ، براى حفظ جان خود نيست. پرسش او از معناى مرگ است. او مى خواهد بداند آيا كشته شدن او معناى ارزشمندى دارد يا نه؟ در جواب او امام حسين عليه السلام فرمود:
.بَلى يا بُنَيَّ وَالَّذي إلَيهِ مَرجِعُ العِبادِ .
.آرى اى فرزندم ! به آن كسى سوگند كه بازگشت بندگان ، به سوى اوست.
.جواب حضرت على اكبر ، شنيدنى است : يا أبَه ! إذَن لا نُبالي بِالمَوتِ . [١]
.پدر جان! در اين صورت ، از كشته شدن باكى نداريم.
وى وقتى مى بيند كشته شدن او معنا دارد (بر حق بودن)، از كشته شدن ، هيچ باكى
[١] بحار الأنوار، ج٤٤، ص٣٦٧.