رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٩
امانت بودن مال ، انسان را در برابر ناملايمات ، مصونيت مى بخشد . ابوطلحه ، از اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از فرزندانش را بسيار دوست مى داشت . اين فرزند ، بيمار شد . همسر ابوطلحه ، وقتى ديد فوت فرزندش نزديك است ، ترسيد كه آسيبى به شوهرش برسد ؛ از اين رو، هنگام مغرب ، وى را به مسجد نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهفرستاد . پس از خروج او ، فرزند از دنيا رفت . مادرش او را در پارچه اى پيچيد و در گوشه اى از خانه پنهان ساخت . از ديگران نيز خواست كه هيچ خبرى به ابوطلحه ندهند . سپس غذاى خوشمزه اى آماده كرد و خود را بياراست . وقتى ابوطلحه بازگشت ، سراغ فرزندش را گرفت . همسرش به او گفت كه حال او خوب است . ابوطلحه پرسيد : «آيا غذايى هست كه بخوريم؟». همسرش غذا را آورد و ... پس از آن كه ابوطلحه به آرامش رسيد ، همسرش به وى گفت : «آيا ناراحت مى شوى از اين كه وديعه اى را كه نزد ما بوده ، به صاحبش برگردانده باشيم؟». ابو طلحه گفت : «سبحان اللّه ! نه» . همسرش گفت : «پسر تو نزد ما امانتى بود كه خداوند ، آن را پس گرفت» . ابوطلحه كه فرزندش را بسيار دوست مى داشت گفت : «پس من به بردبارى كردن ، شايسته تر از تو هستم» . سپس از جا برخاست و غسل كرد و دو ركعت نماز خواند و به سوى مسجد النبى صلى الله عليه و آلهحركت كرد ... [١] . اين ، معجزه امانت دانستن فرزند است . مادرِ آن فرزند ، خود ، با تكيه بر همين منطق ، بردبارى كرد و وقتى همين منطق را به همسرش (يعنى پدر آن فرزند) منتقل ساخت ، او نيز بى قرار و بى تاب نشد ، با اين كه فرزندش را بسيار دوست مى داشت . اين ، نشان دهنده نقش شناخت در واكنش هاى انسان به حوادث تلخ و ناگوار است . شناخت منطقى و نگرش خردمندانه مى تواند موقعيّت هاى ناخوشايند را تحمّل پذير سازد و بدين سان ، از بروز فشارهاى روانى ، جلوگيرى نمايد.
[١] مسكّن الفؤاد ، ص٦٧ ؛ بحار الأنوار ، ج٨٢ ، ص ١٥٠ ، ح ١ .