رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٣
مصيبت زده ، مورد سؤال قرار گيرند ، مشخص مى شود كه دست كم ، بسيارى از آنها توجّهى به پايان پذيرى سختى ها ندارند و اين گروه ، همان كسانى خواهند بود كه توان تحمّل مصيبت ها را ندارند . اين پديده روانى ، ابتدا سختى را براى زمانى هم كه وجود ندارد ، تثبيت مى كند و سپس ، همه فشار آن در طول زمان را ، در زمان حال ، بر فردْ وارد مى سازد . اين حالت ، دو كاركرد منفى روانى دارد : يكى «تعميم بخشيدن ناخوشايندى به آينده» و ديگرى «جمع كردن اندوه در زمان حال» . در حالت اوّل، برخلاف واقع ، ذهن سختى را به زمانى كه فرا نرسيده و يا سختى در آن زمان ، وجود نخواهد داشت ، گسترش مى دهد كه به گسترش تنيدگى و فشار روانى ، منتهى مى شود . سپس همين تنيدگىِ گسترش يافته ، بر زمان حال نيز وارد مى شود ، به گونه اى كه گويا مصيبتى به بزرگى همه عمر، هم اكنون بر فرد ، وارد شده است . اگر مصيبتى به اين عظمت نيز وجود داشته باشد ، مى توان با توزيع تنيدگى آن بر طول زمان ، از فشار آن كاست . اما ذهن برخى افراد ، آن تنيدگى موهوم و گسترش يافته را يك جا در زمان حال ، بر فرد وارد مى سازد . بديهى است چنين وضعيتى ، فشار روانى موهوم و بزرگى را موجب مى شود كه تحمّل آن ، ناممكن مى گردد . اينها ، همه ناشى از پايدار دانستن سختى هاست . اما آيا واقعيّت همين است؟ «پايان پذيرى» ، يكى از اصول مسلّم و قطعى سختى هاست . ممكن است هم اكنون ، به يك سختى مبتلا باشيد ، اما تجربه زندگى نشان مى دهد سختى هاى فراوانى آمده و رفته اند و هيچ يك ، باقى نمانده اند. مطمئن باشيد كه اين يكى نيز باقى نخواهد ماند . درست است كه سختى ها برگشت ناپذيرند ، اما پايان ناپذير نيستند . برگشت ناپذيرى را نبايد به پايان ناپذيرى تفسير كرد . امام على عليه السلام مى فرمايد:
.إنَّ لِلمِحَنِ غاياتٍ ولِلغاياتِ نِهاياتٍ فَاصبِروا لَها حَتّى تَبلُغَ نِهاياتِها فَالتَّحَرُّكَ لَها قَبلَ انقِضائِها زِيادَةٌ لَها . [١]
[١] غرر الحكم ، ح١٧٧٧ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص١٥٧ .