رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٢
. في أمرَينِ ، ما كانَت فيهِ حيلَةٌ فَالاِحتِيالُ وما لَم تَكُن فيهِ حيلَةٌ فَالاِصطِبارُ . [١]
.از بى تابى كردن بپرهيز كه اميد را قطع مى كند و كار كردن را تضعيف مى نمايد و اندوه را به ارمغان مى آورد . و بدان كه راه خروج [از تنيدگى] در دو چيز است : آنچه چاره دارد ، چاره كردن ، و آنچه چاره ندارد ، صبر كردن .
در بخش نخست حديث ، به پيامدهاى منفى بى تابى كردن و درافتادن با مشكل ، اشاره شده كه عبارت اند : نااميدى ، ناتوانى و غمگينى يا افسردگى . در بخش دوم حديث نيز الگوى يك مقابله فعّال و پويا ارائه شده كه عبارت است از: چاره انديشى يا بردبارى . حوادث ، بر دو قسم اند: يا «چاره پذير»ند و يا «چاره ناپذير» . بهترين واكنش در حوادث چاره پذير (مثل بلاياى عمومى) ، دست زدن به اقدام مناسب است و بهترين واكنش در حوادث چاره ناپذير (مثل فقدان عزيزان)، اين است كه با بردبارى و تحمّل ، دوره بحران را پشت سر بگذاريم . امام على عليه السلام در كلام ديگرى كه از ايشان نقل شده ، چنين مى فرمايد:
.إذا نَزَلَ بِكَ مَكروهٌ فَانظُر ، فَإِن كانَ لَكَ حيلَةٌ فَلا تَعجِز وإن لَم يَكُن فيهِ حيلَةٌ فَلا تَجزَع . [٢]
.هر گاه حادثه ناخوشايندى به تو رسيد ، بينديش ؛ اگر چاره اى دارى ، ناتوان نباش و اگر چاره اى ندارد ، بى تابى نكن .
٤ . سختى ها پايان پذيرند
يكى از ويژگى هايى كه ممكن است برخى افراد ، در موقعيّت ناخوشايند داشته باشند ، «پايدارپندارى سختى ها» است . وقتى مشكلى به وجود مى آيد و حادثه تلخى رخ مى دهد ، تصوّر ما بر اين است كه ماندگار بوده و گويا هيچ گاه ، پايانى نخواهد داشت . در چنين موقعيّتى ، همه ما آينده را با مقياس حال ، ارزيابى مى كنيم . اگر افراد
[١] دعائم الإسلام، ج١، ص٢٢٣ ؛ الجعفريّات، ص٢٣٤ ؛ بحار الأنوار ، ج٨٢ ، ص١٤٤ ، ح٢٩ .[٢] شرح نهج البلاغة، ج٢٠، ص٣١٠ .