رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٧
ماست ؛ آنچه به دست ماست ، «واكنش» ما به موقعيّت ناخوشايند است . هر سختى اى ، دوره اى دارد كه بايد به پايان رسد . ممكن است كوتاهى و بلندى اين دوره ، به تناسب شرايط افراد ، متفاوت باشد؛ اما اصل آن ، برگشت ناپذير است . وقتى سختى و گرفتارى و مصيبتى فرا رسد ، بازگرداندن و حذف كردن آن ، ناممكن است . با اين حال ، تلخى سختى ها و سختى گريزى انسان به گونه اى است كه آدمى را به تلاش براى برگرداندن حادثه ناخوشايند و بازگشت به دوران خوشايند پيشين وامى دارد . همان گونه كه دوست داريم دوران خوشايند زندگى ، همواره وجود داشته باشد و هرگز پايان نيابد ، دوست داريم حادثه هاى ناخوشايند نيز هرگز وجود نداشته باشند و هيچ گاه فرا نرسند . از اين رو ، هنگام مواجهه با يك پديده ناخوشايند ، بيشتر به حذف حادثه مى انديشيم تا مديريت آن ، و مايليم به سرعت ، وضعيت را به حالت سابق خود برگردانيم. در چنين فضايى ، پديده «جنگ با سختى ها» به وجود مى آيد . به ستيز با سختى ها برمى خيزيم تا آنها را از صحنه روزگار ، حذف كنيم و شرايط را به وضعيت عادى برگردانيم . جزع كردن و شكايت كردن ، نشانه در افتادن با سختى هاست . اما تا چه اندازه ، اين اقدام ، تأثير مثبت خواهد داشت؟ و پيامدهاى آن ، چه خواهد بود ؟
پذيرش موقعيّت
همان گونه كه پيش تر از اين گفتيم ، شكايت كردن ، بى تابى نمودن و امورى از اين دست ـ كه نشانه ستيز با سختى هاست ـ ، هيچ تأثيرى در تغيير وضعيّت و تبديل آن از ناخوشايند به خوشايند نخواهد داشت . اگر درافتادن با سختى ها و ستيز با بلاها ، نه تنها آنها را برنمى گرداند ، بلكه بر رنج و عذاب انسان مى افزايد ، پس بهتر است سختى ها را به عنوان يك واقعيّت ، پذيرفت و موقعيّت ناخوشايند را مهار كرد و مديريت نمود . برخورد حذفى ، نتيجه معكوس خواهد داد ؛ اما مديريت كردن موقعيت هاى ناخوشايند ، مى تواند به كاهش تنيدگى و گذر سالم از دوران ناخوشايند ، كمك كند .