رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٨
عزيزانمان را يك فاجعه و خسارت بزرگ دانسته ، از آن ، ترسان و نالان و رنجور خواهيم شد ؛ و ... اما واقعيت چيست؟ آيا دنيا همين گونه است كه ما مى پنداريم؟ واقعيت ، اين است كه دنيا محلّ سختى ها و بلاهاست ؛ البته اين سختى ها و بلاها ، بى هدف و بى معنا نيستند ؛ اين مطلب را در جاى خود بحث خواهيم كرد. [١] اكنون به اين نكته مى پردازيم كه دنيا محل راحتى و آسايش نيست . اين را بايد به عنوان يك واقعيت پذيرفت . انكار ما چيزى را تغيير نخواهد داد . دنيا به عنوان محلّ زندگى ما اقتضائاتى دارد كه خارج از اختيار ماست ؛ ما نه در تنظيم آن ، نقشى داريم و نه توان تغيير آن را داريم . دنيا ويژگى هايى دارد كه بر اساس حكمت و مصلحت الهى تنظيم شده اند و خير و صلاح انسان نيز در آن است . كارى كه بايد انجام دهيم اين است كه شكل واقعى دنيا را بشناسيم و بپذيريم . يكى از كليدهاى رضايت از زندگى ، اين جاست . بدانيد كه زندگى شما به عنوان يك واقعيت خارجى، آن قدر تلخ و گزنده نيست ؛ آنچه آن را تحمّل ناپذير مى سازد ، تصوّرات و انتظاراتى است كه شما از دنيا و زندگى داشته ايد و اكنون آنها را برآورده شده نمى بينيد و لذا نالان و ناراضى هستيد . در حقيقت ، تصوّرات و انتظارات غير واقع بينانه شما مايه ناراحتى و نارضايتى شماست ، نه پديده هاى زندگى . لازم نيست براى رسيدن به رضايت از زندگى ، دنيا را تغيير دهيم ؛ بلكه با تغيير و اصلاح شناخت خود نسبت به دنيا مى توانيم به رضامندى ، دست يابيم . قرآن كريم درباره واقعيت زندگى انسان در دنيا مى فرمايد : لَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ فِى كَبَدٍ . [٢] به تحقيق ، ما انسان را در سختى آفريديم . اساسا راحتى ، براى دنيا آفريده نشده و بديهى است كه طلب كردن آنچه وجود ندارد ، مايه رنج و عذاب مى شود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد:
[١] ر . ك : بخش سوم، فصل پنجم : «معناشناسى» (ص ٢٧٩).[٢] سوره بلد ، آيه ٤ .