رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٤
در پاسخ مى فرمايد:
.فَذلِكَ صَبرٌ لَيسَ فيهِ شَكوىً إلَى النّاسِ . [١]
.اين ، صبرى است كه در آن ، شكايت كردن به مردم نيست .
جبرئيل نيز همين نكته را در تفسير صبر براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بيان مى كند. [٢] البته شكايت كردن به خداوند، مانعى ندارد ؛ آنچه بد است ، شكايت كردن از خداست . شكايت از خدا ، به معناى «اعتراض» است و شكايت به خدا ، به منظور «استعانت» . شكايت كردن به مردم ، در حقيقت ، شكايت كردن از خداست . نبايد هنگام سختى ها به ديگران شكايت كرد . شكايت به مردم ، چه تأثيرى خواهد داشت . بايد شكايت پيش كسى بُرد كه توان حل آن مشكل را داشته باشد . امام على عليه السلام درباره اين اصل مى فرمايد :
.اِجعَل شَكواكَ إلى من يَقدِرُ عَلى غِناكَ . [٣]
.شكايت خود را خطاب به كسى قرار ده كه قادر بر توانمند كردن تو باشد .
.به همين جهت حضرت مى فرمايد: إذا ضاقَ المُسلِمُ فَلا يَشكُوَنَّ رَبَّهُ عَزَّ وجَلَّ وَليَشتَكِ إلى رَبِّهِ الَّذي بِيَدِهِ مَقاليدُ الاُمورِ وتَدبيرُها . [٤]
.هر گاه مسلمان ، در تنگنا قرار گرفت ، نبايد از خداوند شكايت كند؛ بلكه بايد به پروردگارش كه زمام امور و تدبير آنها به دست اوست ، شكايت كند .
شكايت هاى پرخاشگرانه و همراه با ناسزاگويى ، از نشانه هاى بى تابى است . جالب اين كه اين گونه شكايت ها ، هيچ تأثيرى بر حلّ مشكل و بهبود وضعيت فرد ندارد . وقتى از امام جواد عليه السلام درباره صبر جميل پرسيدند، حضرت فرمود : «چيزى است كه شكايت كردن ، در آن نيست» . سپس فرمود:
[١] الكافى ، ج٢ ، ص٩٣ ؛ تفسير العياشى، ج٢، ص١٨٨ .[٢] معانى الأخبار، ص٢٦٠ ؛ بحار الأنوار ، ج٧١ ، ص٨٧ و ج٧٧ ، ص٤٢٠ .[٣] غرر الحكم ، ح٣٩٦١ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٨٦ .[٤] الخصال ، ص٦٢٤ ، ح١٠ ؛ ر . ك : تحف العقول ، ص٨١ .