رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠٠
كه به نعمت من حسادت مى ورزند و چشم طمع به مال من دارند و از طرف كسانى كه به آنها اميد داشتم و به آنها نيكى كرده بودم ، ولى اميدم را نااميد كردند» . امام سجاد عليه السلام به وى فرمود : «زبانت را نگه دار تا برادرانت باقى بمانند» . اين ، خود ، يك روش است. كسانى كه زندگى موفّقى دارند، اگر موفّقيت هاى خود را براى ديگران بازگو كنند، ممكن است آتش حسادت آنها برافروخته شود. به همين جهت ، لب فرو بستن ، راهى براى ايمنى از حسادت ها و دشمنى هايى است كه مى تواند روابط اجتماعى را تخريب كند. به هر حال ، زُهْرى كه گويا متوجه كلام امام عليه السلام نشده بود گفت : «من به نيكى با آنان سخن مى گويم» . امام عليه السلام به وى فرمود : «هرگز! هرگز! بپرهيز از اين كه به خاطر اين كار ، دچار خودپسندى شوى ...» . سپس حضرت ، راه كارى به وى آموخت كه روابط اجتماعى را رضايت بخش مى سازد:
.يا زُهرِيُّ ! أما عَلَيكَ أن تَجعَلَ المُسلِمينَ مِنكَ بِمَنزِلَةِ أهلِ بَيتِكَ ، فَتَجعَلَ كَبيرَهُم بِمَنزِلَةِ والِدَكَ وتَجعَلَ صَغيرَهُم بِمَنزِلَةِ وَلَدِكَ وتَجعَلَ تِربَكَ مِنهُم بِمَنزِلَةِ أخيكَ ؛ فَأَيُّ هؤُلاءِ تُحِبُّ أن تَظلِمَ ؟ وأيُّ هؤُلاءِ تُحِبُّ أن تَدعُوَ عَلَيهِ ؟ وأيُّ هؤُلاءِ تُحِبُّ أن تَهتِكَ سِترَهُ . [١]
.اى زهرى! و اما بر عهده توست كه مسلمانان را به منزله خانواده خود قرار دهى ؛ پس بزرگ آنان را به منزله پدرت ، و كوچك آنان را به منزله فرزندت ، و همسال آنان را به منزله برادرت قرار مى دهى . در اين صورت، دوست دارى كدام يك از آنان را مورد ستم قرار دهى؟ و دوست دارى كدام يك از آنان را نفرين كنى؟ و دوست دارى آبروى كدام يك از آنان را ببرى؟
در اين كلام ، اصل «خانواده اجتماعى» به خوبى بيان شده است و به راستى ، كسى كه همه را جزو خانواده خود بداند ، حاضر نيست به او ستم كند و يا نفرين نمايد و يا آبرويش را بريزد . اين اصل ، افتخار آموزه هاى دينى در بُعد اجتماعى است.
[١] التفسير المنسوب إلى الامام العسكرى، ص٢٥ ؛ الاحتجاج ، ج٢ ، ص٣١٩ ؛ بحار الأنوار، ج٧١، ص٢٢٩ .