رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٠
افكار غمگينانه نمى توان احساس غم كرد ، يا بدون داشتن افكار خشمگينانه نمى توان احساس خشم كرد، بدون داشتن افكار حاسدانه نمى توان احساس حسادت كرد و بدون داشتن افكار افسرده ، نمى توان احساس افسردگى كرد. [١] قرن ها قبل ، اپيكور، فيلسوف يونان باستان گفت كه: «نگرش و برداشت انسان ها از رويدادها بسى مهم تر و تعيين كننده تر از خود رويدادها هستند». [٢] اين ، سخنى است درست و منطقى . دليل آن را هم مى توان در تفاوت واكنش افراد مختلف به يك رويداد، مشاهده كرد . معمولاً «ارزيابى» افراد مختلف از يك رويداد، يكسان نيست . اگر رويدادها به عنوان يك واقعيت خارجى، نقش تعيين كننده اى مى داشتند ، نبايد ميان داورى ها و ارزيابى هاى افراد مختلف ، تفاوتى وجود داشته باشد ؛ چون اصل رويداد، يكى بيش نبوده است . وقتى مى بينيم به تعداد افرادى كه يك رويداد را ديده اند و يا توصيف آن را شنيده اند، ارزيابى هاى متفاوتى هم وجود دارد ، به اين نكته پى مى بريم كه علت اين اختلاف، تفاوت در نگرش هاى افراد است. ممكن است خيلى ها معتقد باشند كه روحيه بد آنها ناشى از عوامل خارج از كنترل آنهاست . برخى افراد، روحيه بد خود را به هورمون و يا خواص ژنتيك خود نسبت مى دهند و به اعتقاد پاره اى ديگر ، اتّفاقات به ظاهر فراموش شده دوران كودكى، در ضمير ناخودآگاه آنها همچنان موجود است و از اين رو، روحيه شان اصطلاحا خراب است . در نظر جمعى ديگر ، روحيه بد، اگر ناشى از بيمارى يا دل سردى مربوط به زمان حال باشد و ربطى به دوران كودكى نداشته باشد، واقع بينانه است . پاره اى نيز روحيه خود را به وضع بد جهان ، اوضاع بد اقتصادى ، آب و هواى بد ، ماليات ها، شلوغى خيابان ها، و امكان بروز جنگ نسبت مى دهند . به اعتقاد آنها فلاكت و بدبختى چيزى نيست كه بتوان از آن گريخت . هرچند هريك از اين موارد مى توانند تأثيرگذار باشند ، اما اين نظريه پردازى ها مبتنى بر اين باور است كه احساسات ما به دور از كنترل ما هستند! اگر مى خواهيد
[١] ر . ك : شادمانى پايدار ، ص١٢ .[٢] رهايى از افسردگى ، ص٢٥ .