رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٦
مى فرمايد:
.إنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ : فَرَجُلٌ هُوَ خَيرٌ مِنهُ وَاتَّقى ، وآخَرُ هُوَ شَرٌّ مِنهُ وأدنى ، فَإِذا رَأى مَن هُوَ خَيرٌ مِنهُ وَاتَّقى ، تَواضَعَ لَهُ لِيَلحَقَ بِهِ . [١]
.مردم دو دسته اند: گروهى از او بهتر و با تقواتر هستند و گروهى از او بدتر و پست تر هستند . پس هر گاه كسى را ببيند كه از او بهتر و باتقواتر است ، در برابر او تواضع مى كند تا به او ملحق شود .
نكته جالب توجّه ، پيامد فروتنى در برابر اخيار است . كسى كه در برابر اخيار ، فروتنى كند ، تكامل مى يابد و به آنان ملحق مى شود . تكبّر ، مكانيزمى براى جبران ضعف و خوارى است [٢] ؛ اما راهى بى پايان و كارى بى نتيجه است . راه رسيدن به برترى و كمال ، فروتنى در برابر اخيار است . بهتر دانستن ديگران ، مايه تكامل و تعالى انسان مى گردد و هرگز به معناى خوار شدن نيست. افتادگى آموز ، اگر طالب فيضىهرگز نخورَد آب ، زمينى كه بلند است! اما عملياتى شدن راهبرد «او از من بهتر است» در گروه دوم (اشرار) ، به اين است كه بگويد چه بسا شرّ او ظاهر و خير او پنهان است و چه بسا او عاقبت به خير شود . اين راهبرد ، حتّى اشرار را نيز بدتر از خود انسان نمى شمرد ؛ زيرا از يك سو بدى اشرار را به ظاهر آنان نسبت مى دهد و احتمال مى دهد در باطن ، انسان خوبى باشد و از سوى ديگر ، بدى او را در زمان حال مى داند و احتمال مى دهد كه او عاقبت به خير شود ؛ در حالى كه انسان نمى داند باطن او چيست و عاقبتش چه مى شود . از اين رو پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ادامه حديث پيشين مى فرمايد:
.وإذا رَأَى الَّذي هُوَ شَرٌّ مِنهُ وأدنى قالَ : عَسى خَيرُ هذا باطِنٌ وشَرُّهُ ظاهِرٌ ، وعَسى أن يُختَمَ لَهُ بِخَيرٍ . [٣]
[١] الخصال ، ج٢، ص٤٣٣ ؛ علل الشرائع، ج١، ص١١٥ .[٢] امام صادق عليه السلام : «ما من رجل تكبر او تجبر إلاّ لذلة وجدها في نفسه ؛ هيچ كسى نيست كه تكبّر مى ورزد ، مگر به خاطر ذلّتى كه در وجود خود احساس مى كند» (الكافى ، ج٢ ، ص٣١٢) .[٣] الخصال ، ج٢، ص٤٣٣ ؛ علل الشرائع، ج١، ص١١٥ .