رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٨٣
.شوخى كردن ، اشكالى ندارد؛ انسان به وسيله آن ، نفسش را آسوده مى سازد و از حدّ گرفتگى و عبوس بودن خارج مى شود.
به وسيله شوخى و خنده مى توان بار غم و اندوه را كاست. اين ، روشى است كه در پاره اى موارد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از آن استفاده مى كردند. امام كاظم عليه السلام نقل مى كند كه روزى فردى اعرابى ، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهرسيد و هديه اى به ايشان داد. سپس گفت: «پول هديه ما را بده!» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با شنيدن اين جمله ، شروع كرد به خنديدن. پس از آن ماجرا هرگاه آن حضرت ، اندوهگين مى شد، مى فرمود: «آن اعرابى چه كرد؟! اى كاش مى آمد» . [١] بنابراين يكى از راه هاى كاهش اندوه، شوخى كردن و خنديدن است. وانگهى يادآورى خاطرات خنده آور نيز مفيد و تأثيرگذار است. ايمان و شوخ طبعى ، منافاتى با يكديگر ندارند. الگويى كه دين از زندگى ارائه مى دهد، خالى از اين قبيل امور نيست؛ بلكه برعكس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از ويژگى هاى اهل ايمان را شوخ طبعى آنان مى داند:
.المُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ ، وَالمُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ . [٢]
با ورود اسلام به عنوان يك آيين زندگى به حجاز، برخى از اهل ايمان از امورى مثل خنديدن و مزاح كردن ، دورى مى نمودند و زندگى را فقط در نماز و روزه و مناجات خلاصه كرده بودند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهبا اين انحراف به مبارزه برخاسته و رعايت اعتدال را توصيه كردند و از آن جا كه آنان خود را پيرو حضرت مى دانستند ، حضرت مى فرمود:
.إنَّما أنَا بَشَرٌ مِثلُكُم اُمازِحُكُم . [٣]
.همانا من هم بشرى مثل شما هستم كه با شما شوخى مى كنم.
[١] الكافى، ج٢، ص٦٦٣، ح١ ؛ سنن النبى، ص١٢١.[٢] تحف العقول، ص٤٩ ؛ بحار الأنوار، ج٧٧، ص١٥٥.[٣] الجامع الصغير، ج١، ص٣٩٤، ح٢٥٧٩ ؛ كنز العمّال، ج٣، ص٦٤٨ .