رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٦
مؤلّفه هاى لذّت زندگى ، برخوردارى از احترام و اعتبار اجتماعى است . كسى كه از عزّت نفس، برخوردار نيست و احترام و اعتبار اجتماعى نيز ندارد ، احساس تلخ و تاريكى از زندگى خواهد داشت و همواره ، خود را موجودى نالايق مى بيند كه نمى تواند روى پاى خود بايستد و متّكى به خود باشد ؛ بلكه هميشه بايد وابسته به ديگران باشد . اين احساس ناتوانى و نالايقى ، لذّت استقلال و خودارزشمندى را از انسان مى گيرد و اين همه، ريشه در «بى كارى» و «تن به تلاش ندادن» دارد. اما اگر انسان ، خود ، تأمين كننده نيازهاى زندگى اش باشد و روى پاى خود بايستد ، احساس لياقت ، توانمندى ، كارآمدى و ارزشمندى خواهد داشت و بدين سان ، مهم ترين نياز روانى او (يعنى عزّت نفس) تأمين مى گردد و به احساس خوبى از زندگى دست مى يابد . به همين جهت ، در توصيه هاى زندگى ساز دين، به مسئله «استغنا از مردم» تأكيد فراوان شده است . مسئله ديگر ، چشم طمع نداشتن به مال ديگران و قطع اميد از دست ديگران است . اميد نداشتن به آنچه در دست مردم است ، مايه عزّت انسان است. [١] چشم داشت به مال ديگران ، ذلّت آور، [٢] و قطع اميد از آن ، مايه آزادگى [٣] و آسودگى روانى [٤] است . بزرگ ترين آسايش روانى ، در اين است كه انسان ، چشم طمع به مال ديگران ندوزد و منتظر كمك آنان نباشد؛ [٥] بلكه با تلاش و كوشش ، نيازهاى زندگى خويش را تأمين سازد و از اين رهگذر ، به عزّت نفس دست يابد و احساس خودارزشمندى در وى تقويت شود.
[١] امام باقر عليه السلام : «اليأس مما في أيدي الناس عز المؤمنين» (الكافى، ج٢، ص ١٤٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٩٦ ، ص ١٥٨) .[٢] امام على عليه السلام : «الطمع يذل الامير» (غرر الحكم ، ح٧٨٢٤ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٤) .[٣] امام على عليه السلام : «اليأس حرّ» (غرر الحكم ، ح٩٢٣٦ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٣٤) ؛ «اليأس عتق مجدد» (غرر الحكم ، ح٩٢٤٢ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٢) .[٤] امام على عليه السلام : «اليأس يريح النفس» (غرر الحكم ، ح٩٢٤١ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٣٢) .[٥] امام صادق عليه السلام : «أروح الروح اليأس من الناس» (الكافى، ج٨ ، ص ص ٢٤٣ ؛ تحف العقول، ص٣٦٦ ؛ بحار الأنوار ، ج٧٨ ، ص٢٤٩ ، ح٨٧) .