رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٤
.امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام تا إنَّ الإنسانَ إذا أدخَلَ طَعامَ سَنَتِهِ خَفَّ ظَهرُهُ وَاستَراحَ . [١]
.هر گاه انسان ، روزى سالش تأمين باشد ، سبك بار گشته ، راحت مى گردد .
از آنچه گفتيم معلوم مى گردد كه تأمين بودن روزى ، نقش مؤثّرى در احساس آرامش دارد و اين ، جز از راه كار و تلاش به دست نمى آيد . با نشستن و دعا كردن ، روزى تأمين نمى گردد و آن گاه كه روزى ، تأمين نباشد ، انسان ناآرام مى شود و ناآرامى ، موجب نارضايتى مى گردد .
ج ـ كار و خودارزشمندى
با كار كردن ، نيازهاى زندگى انسان تأمين مى شود و بدين وسيله ، «استقلال زندگى» تأمين مى گردد . كسى كه با تلاش و زحمت خود ، زندگى اش را تأمين مى كند ، وابسته به ديگران نيست . تأمين نياز ، يك اصل در تداوم حيات است . حال اگر نيازهاى زندگى ، با كار و تلاش و به وسيله صاحب زندگى ، تأمين نگردد ، بايد از راه ديگرى به وسيله افراد ديگرى تأمين گردد و اين جاست كه وابستگى در زندگى شكل مى گيرد و زندگى هاى قارچ گونه به وجود مى آيند . اين پديده ، فقط تأثير اقتصادى ندارد . عميق ترين و زيان بارترين تأثير خود را بر روح و روان فرد برجاى مى گذارد . سربار ديگران بودن ، مايه خوارى و ذلّت انسان مى گردد . در حقيقت ، كسى كه كار نمى كند ، با آبروى خويش معامله مى كند ؛ آبرو مى دهد و كالا مى خرد! [٢] . تجارت با آبرو ، مساوى است با خوار شدن نزد ديگران و از بين رفتن عزّت نفس .
.خدا صلى الله عليه و آلهبه ابوذر توصيه مى كنند : پيامبر يا أبا ذَرٍّ ! إيّاكَ وَالسُّؤالَ فَإِنَّهُ ذُلٌّ حاضِرٌ ، وفَقرٌ تَتَعَجَّلُهُ ، وفيهِ حِسابٌ طَويلٌ يَومَ القِيامَةِ . [٣]
[١] الكافى، ج٥، ص٨٩ ، ح١ ؛ قرب الاسناد، ص٣٩٢ .[٢] پديده تجارت با آبرو ، در روايات بسيارى مطرح شده و مورد نكوهش قرار گرفته است.[٣] كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج٤ ، ص٣٧٥ ، ح٥٧٦٢ ؛ الخصال، ج١، ص١٨٢ .