رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٨
ديگرى «راحت گرفتن» آن . اهميت دادن بيش از اندازه به دنيا ، مقدمه سخت گرفتن آن است . چگونگى نگرش ما به دنيا ، نقش مهمى در رضايت از زندگى دارد . اگر دنيا را متاع بزرگ و حظّ عظيم بدانيم ، كمى ها و كاستى هاى آن، دردآور و غير قابل تحمّل خواهد شد ؛ اما اگر دنيا را همان گونه كه هست ، ناچيز و پست بدانيم ، از كاستى هاى آن ، نالان و رنجور نمى شويم . متون فراوانى كه به تبيين ناچيز بودن دنيا پرداخته اند، همين مأموريت را داشته اند. [١] دنيا را بايد آن گونه كه هست ، شناخت و سپس به اندازه خودش برايش اهميت قائل شد . اگر چنين اتفاقى بيفتد ، انسان ، دنيا را ديگر سخت نمى گيرد. و نكته سوم حديث ، اين است كه: راحت گرفتن زندگى ، عامل مهمى در راحتى زندگى هاست . هميشه راحتى زندگى در امكانات آن نيست ؛ در راحت گرفتن زندگى هم است . كسى كه نتواند زندگى را راحت بگيرد ، لذّتى از زندگى نخواهد برد ، هر چند از امكانات خوبى برخوردار باشد. حتّى مى توان گفت: او فقط زنده است ، زندگى نمى كند . امام صادق عليه السلام پنج چيز را برمى شمرد كه در آسايش زندگى ، تأثير مهم دارد و بدون آنها عيش انسان ، ناقص مى گردد . چهار ويژگى اوّل ، عبارت اند از : سلامتى ، امنيت ، روزى وسيع و مونس موافق (همسر صالح ، فرزند صالح و همنشين صالح) . وقتى حضرت به ويژگى پنجم مى رسد، مى فرمايد : «اين ويژگى ، ديگر ويژگى ها را پوشش مى دهد و آن ، راحت گرفتن زندگى است». [٢] يكى از جلوه هاى راحت گرفتن زندگى ، اين است كه انسان ، آنچه را بى فايده است ، ترك كند . بسيارى از چيزهاى زندگى ، غير ضرورى و بى فايده اند كه بدون آنها هم مى توان زندگى كرد . كسانى كه تجربه كرده اند مى گويند : بدون چيزهاى بى فايده هم مى توان زندگى كرد . سليمان بن داود عليهماالسلام ، كسى كه هر دو روى سكه زندگى را به خوبى ديده است ، حاصل تجربه خود را اين گونه بيان مى كند:
[١] ذكر اين بخش از روايات ، از حوصله اين بحث ، خارج است . مى توانيد خود ، روايات ياد شده را با اين نگرش و با كاربردى كه براى آن ذكر شد ، مورد بررسى و مطالعه قرار دهيد .[٢] الخصال ، ج١، ص٢٨٤ ؛ مكارم الأخلاق ، ج١ ، ص٤٣٧ .