رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢١
نقاشى، كفاشى و ... بى خبر باشد . اين ، هرگز عيب نيست . اين تفاوت ها وجود دارند و بايد با كمال شهامت، آنها را پذيرفت . مهم اين است كه ارزش واقعى را درك كنيم . بديهى است كه فرزندان دنيا، [١] از نعمت دنيا بهره مندند ؛ بايد ديد آنها از چه چيزى محروم اند؟ قرآن كريم مى فرمايد: مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْأَخِرَةِ نَزِدْ لَهُو فِى حَرْثِهِى وَ مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِى مِنْهَا وَ مَا لَهُو فِى الْأَخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ . [٢] و كسى كه كِشت اين دنيا را بخواهد ، از آن به او مى دهيم ؛ ولى در آخرت ، او را نصيبى نيست . در اين جا بايد پذيرفت كه «فرزند دنيا» از «دنيا» بهره مند است . در پذيرش اين مطلب ، هيچ ترسى نبايد به خود راه داد . اما بايد پذيرفت كه «فرزند دين» از نعمت «معرفت خدا» بهره مند است ، هرچند از دنياى فرزندان دنيا بى بهره باشد . اين تفاوت را با كمال شهامت مى پذيريم ؛ همان گونه كه تفاوت ميان معلّم و كفّاش را پذيرفتيم . دو راه وجود دارد : «دين» و «دنيا» و هر كدام بهره مندى ها و محروميت هاى خاص خود را دارد: مَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِى مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الْأَخِرَةِ نُؤْتِهِى مِنْهَا . [٣] هركه پاداش اين دنيا را بخواهد ، از آن به او مى دهيم و هركه پاداش آن سراى را بخواهد ، از آن به او مى دهيم . ترديدى نيست كه اهل دنيا در مقابل بهره مندى هايى كه دارند ، محروميت هايى نيز در انتظار آنهاست . اهل دين نيز هرچند محروميت هايى دارند ، اما بهره مندى هايى نيز نصيبشان مى شود . اين صحيح نيست كه در يك مقايسه غيرمنطقى ، «محروميت دنيايى اهل دين» را با «بهره مندى دنيايى اهل دنيا» مقايسه كنيم و چشم بر
[١] امام صادق عليه السلام در حديثى كه پيش از اين گذشت ، از اين گروه ، به عنوان «أبناء الدنيا (فرزندان دنيا)» ياد كردند .[٢] سوره شورا ، آيه ٢٠ .[٣] سوره آل عمران ، آيه ١٤٥ .