رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٣
. تا اين كه هيچ نعمت دينى يا دنيايى يا سلامتى يا تقوا يا گشودگى يا راحتى ... را كه به هر يك از بندگانت داده اى نبينم ، مگر آن كه بهتر از آن را براى خودم به وسيله تو از تو آرزو كنم.
٥ ـ ٦ . ناسپاسى و بى تابى
دو پيامد ديگر مقايسه صعودى ، «ناسپاسى» و «بى تابى» است . ناسپاسى مربوط به نعمت هاست و بى تابى ، مربوط به سختى ها. انسان موفّق ، كسى است كه از سويى از آنچه دارد ، آگاه بوده ، نسبت به آن ، شاكر باشد و از سوى ديگر ، نسبت به سختى ها بردبار بوده ، از بى تابى كردن بپرهيزد . كسى كه شاكر نيست از آنچه دارد بى خبر است و يا آنچه را دارد نعمت نمى داند و لذا از آن ، لذّت نمى برد و كسى هم كه بردبار نيست ، سختى ها را تحمّل نمى كند و بى تاب مى گردد و همين امر ، مشكل او را افزايش مى دهد و در مجموع ، فقدان سپاس گزارى و بردبارى ، موجب نارضايتى از زندگى مى گردد . ناسپاسى و بى تابى نيز ريشه در مقايسه صعودى دارند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد :
.مَن نَظَرَ . . . في دُنياهُ إلى مَن هُوَ فَوقَهُ فَأَسِفَ عَلى ما فاتَهُ ، لَم يَكتُبهُ اللّه ُ شاكِرا و لا صابِرا . [١]
.كسى كه ... در دنياى خود به كسى كه بالاتر از اوست نگاه كند و نسبت به آنچه ندارد افسوس خورد ، خداوند ، نه او را شاكر مى نويسد و نه بردبار.
سرّ مطلب ، همان است كه در بحث پيش بيان كرديم. مقايسه صعودى ، موجب كوچك شمارى داشته هاى خود و بزرگ نمايى داشته هاى ديگران مى گردد. اين امر ، از يك سو سختى زندگى را افزايش ، و بردبارى را كاهش مى دهد و از سوى ديگر ، منجر به ناسپاسى مى گردد ؛ چون فرد در زندگى خود چيزى نمى بيند كه قابل سپاس گزارى باشد.
[١] كنز العمّال ، ج٣ ، ص٢٥٥ ، ح٦٤٢٣ ؛ ر. ك: معدن الجواهر، ص٢٦ ؛ مستدرك الوسائل، ج١٢، ص١٧٢، ح١٣٨٠٧ .