رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٢
شخص حسود ، بدترين زندگى ها را دارد. [١] ما همه خوش بختى را در دنيا و برخوردارى از مال و جمال و جاه مى دانيم و به خاطر آن ، اين همه رنج و عذاب را به وجود مى آوريم . در حقيقت ، براى تحقّق خوش بختى ، خوش بختى را قربانى مى كنيم و چون به آن نمى رسيم ، خوش بختى هاى بيشترى را قربانى مى كنيم . آنچه باقى مى ماند ، چه خواهد بود؟ و تا كجا مى خواهيم اين راه را ادامه دهيم؟ انسان در جستجوى نعمت بيشتر است . اشتباه شخص حسود ، اين است كه بهره مندى خود را در محروميت ديگرى معنا مى كند . امام على عليه السلام مى فرمايد :
.الحاسِدُ يَرى زَوالَ نِعمَتِكَ ، نِعمَةً عَلَيهِ . [٢]
.حسود چنين مى پندارد كه زوال نعمت تو ، نعمتى براى اوست.
غافل از آن كه نعمت به دست خداوند است و انسان بايد براى بهره مند شدن ، رو به خدا آورد و از او درخواست كند . كدام يك بهتر است : آرزوى نابودى نعمت ديگران را داشتن (كه اين همه ، آثار زيان بخش دارد و تأثيرى هم بر طرف مقابل نمى گذارد)؟ يا رو به خدا آوردن و دست به دعا برداشتن و از خداوند (كه مالك آفرينش و خزانه هاى آن است) ، درخواست كردن؟ امام سجاد عليه السلام راه دوم را برمى گزيند . در دعاى بيست و دوم صحيفه سجاديه مى خوانيم:
.اللّهُمَّ . . . ارزُقني سَلامَةَ الصَّدرِ مِنَ الحَسَدِ حَتّى لا أحسُدَ أحَدا مِن خَلقِكَ عَلى شَيءٍ مِن فَضلِكَ وحَتّى لا أرى نِعمَةً مِن نِعَمِكَ عَلى أحَدٍ مِن خَلقِكَ في دينٍ أو دُنيا أو عافِيَةٍ أو تَقوىً أو سَعَةٍ أو رَخاءٍ . . . إلاّ رَجَوتُ لِنَفسي أفضَلَ ذلِكَ بِكَ ومِنكَ .
.خداوندا ... سينه اى سالم از حسادت ، روزى من گردان تا نسبت به هيچ يك از مخلوقات تو ، به خاطر هيچ برترى اى كه تو به آنان داده اى ، حسادت نورزم و
[١] الكافى ، ج٨ ، ص٤٥ ؛ أعلام الدين، ص٢٢٠ .[٢] ر . ك : مصباح الشريعة ، ص٣٣ . امام على عليه السلام : «للّه در الحاسد ما أعدله بدأ بصاحبه فقتله ؛ آفرين بر حسادت! چه عدالت پيشه است! از صاحب خود آغاز كرده و او را مى كشد» (إرشاد القلوب ، ج١ ، ص١٢٩ ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن أبى الحديد، ج١، ص٣١٦) .[٣] امام على عليه السلام : «يكفيك من الحاسد انه يغتم وقت سرورك ؛ از حسود براى تو همين بس كه هنگام شادى تو اندوهگين مى شود» (كنز الفوائد ، كراجكى ، ج١ ، ص١٣٧) ؛ «يشفيك من حاسدك انه يغتاظ وقت سرورك ؛ آنچه تو را آرام مى سازد اين است كه حسود ، هنگام شادى تو خشمگين مى شود» (غرر الحكم ، ح٦٨٤٥) «الحاسد يفرح بالشرور و يغتم بالسرور ؛ حسود ، هنگام سختى ها خوشحال مى شود و هنگام سرور ، غمگين مى گردد» (غرر الحكم ، ح٦٨٣٨) .[٤] امام على عليه السلام : «انما يحزن الحسدة أبدا لانهم لا يحزنون لما ينزل بهم من الشر فقط ، بل و لما ينال الناس من الخير ؛ همانا حسودان ، همواره محزون اند ؛ زيرا آنان فقط از گرفتارى هاى خود محزون نمى شوند ، بلكه از راحتى ديگران نيز محزون مى گردند» (شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، ج٢٠ ، ص ٣٣٢) .[٥] امام على عليه السلام : «الحاسد لا يشفيه إلاّ زوال النعمة ؛ جز نابودى نعمت ، چيز ديگرى حسود را آرام نمى كند» (غرر الحكم ، ح٦٨٣٧) ؛ «لا يرضى الحسود عمن يحسده إلاّ بالموت او بزوال النعمة ؛ شخص حسود از كسى كه به او حسد ورزيده ، جز با مرگ يا زوال نعمت ، راضى نمى شود» (غرر الحكم ، ح٦٨٤٤) ؛ «لا يرضى عنك الحاسد حتّى يموت أحدكما ؛ حسود از تو راضى نمى شود تا اين كه يكى از شما دو نفر بميرد» (شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، ج٢٠ ، ص٢٨١) .[٦] امام على عليه السلام : «الحسود مغموم ؛ حسود غمگين است» (غرر الحكم ، ح٦٧٨٩) ؛ «من كثر حسده طال كمده ؛ هركس حسادتش زياد شود ، اندوهش طولانى گردد» ؛ (غرر الحكم ، ح٦٨٢٥) «لا يوجد الحسود مسرورا ؛ حسود خوشحال ديده نمى شود» (غرر الحكم ، ح٦٨٥٢) ؛ «الحسود والحقود لا تدوم لهما مسرة ؛ خوشحالى شخص حسود و كينه اى ، تداوم ندارد» (غرر الحكم ، ح٦٨٥١) .[٧] امام على عليه السلام : «الحسد يذيب الجسد ؛ حسادت ، بدن را آب مى كند» (غرر الحكم ، ح٦٨٣٢) ؛ «العجب من غفلة الحساد عن سلامة الاجساد ؛ شگفتا از غفلت حسودان از سلامتى بدن هايشان» (نهج البلاغة ، حكمت ٢٢٥) .[٨] امام على عليه السلام : «الحسد مطية التعب ؛ حسادت ، مركب رنج است» (مطالب السؤول ، ص٥٧ ؛ بحار الأنوار، ج٧٨، ص١٣) .[٩] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «اقل الناس راحة الحسود ؛ كم آسايش ترين مردم ، شخص حسود است» (روضة الواعظين ، ج٢، ص٤٢٤)؛ امام على عليه السلام : «ما أقل راحة الحسود ؛ چه اندك است آسايش حسود» (غرر الحكم ، ح٦٨٢٩) ؛ «لا راحة لحسود ؛ براى حسود ، هيچ آسايشى وجود ندارد» (غررالحكم ، ح٦٨٣٠)؛ امام صادق عليه السلام : «لا يطمعن .. . الحسود في راحة القلب ؛ شخص حسود نبايد اميد به آسايش روحى داشته باشد» (الخصال ، ج٢ ، ص٤٣٤) .[١٠] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «أقل الناس لذة الحسود ؛ كم لذّت ترين مردم ، شخص حسود است» (معانى الأخبار ، ص١٩٥ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص٣٩٤، ح٥٨٤٠ ؛ كنز الفوائد ، كراجكى ، ج١ ، ص ٣٠٠) . امام صادق عليه السلام : «لا لحسود لذة ؛ براى حسود ، هيچ لذتى نيست» (الخصال ، ج١ ، ص٢٧١ ؛ تحف العقول ، ص٤٥٠) . امام على عليه السلام : «ثلاث لا يهنأ لصاحبهن عيش : الحقد والحسد و سوء الخلق ؛ سه چيز است كه دارنده آنها زندگى لذّت بخشى ندارد : كينه ، حسادت و بدخلقى» (غرر الحكم ، ح٦٧٧٩) .[١١] امام على عليه السلام : «الحسد ينكد العيش» (غرر الحكم ، ح٦٨٢٦) ؛ «لا عيش أنكد من عيش الحسود ? والحقود ؛ هيچ زندگى اى دردناك تر از زندگى حسود و كينه اى نيست» (غرر الحكم ، ح٦٨٢٨) .[١٢] امام على عليه السلام : «أسوء الناس عيشا الحسود ؛ حسود ، بدترين زندگى ها را دارد» (غرر الحكم ، ح٦٨٢٧) .[١٣] شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد ، ج٢٠ ، ص٢٩٠ . ر . ك : غرر الحكم ، ح٦٨٤٠ .