رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٠
. چشم هايت را به آن مدوز و نفْست را در پى آن ، روان مساز كه شخص حسود ، دشمن نعمت من و سدكننده روزى اى است كه من ميان بندگانم تقسيم كرده ام.
انسان ، چشم به برترى ديگران مى دوزد و روح و روانش به دنبال آن كشيده مى شود و سپس نسبت به برترى فرد ، حسادت مى ورزد ؛ غافل از اين كه برترى فرد ، روزى خداوند است كه نصيب او شده است و حسادت نسبت به آن ، از سويى به معناى دشمنى با نعمت خدادادى است و از سوى ديگر ، تلاش براى سد كردن راه ، نعمتى است كه خداوند ، روزى فرد قرار داده است . در نقل ديگرى نيز آمده است كه خداوند به حضرت موسى فرموده است: اى موسى نسبت به كسى كه بالاتر از تو است حسادت نورز. [١] به هر حال ، يكى از پيامدهاى مقايسه صعودى ، حسادت ورزيدن است و حسادت ، آثار زيان بارى دارد كه زندگى را تلخ و به جهنّم تبديل مى كند . شخص حسود ، پيش از هركسى به خود آسيب مى زند. [٢] شادى ديگران باعث خشم و ناراحتى وى مى شود [٣] و لذا همواره دچار غم و اندوه است ؛ از يك سو اندوه مشكلات خود را دارد و از سوى ديگر ، راحتى و آسايش ديگران ، او را غمگين مى سازد. [٤] هيچ چيز جز مرگ يا نابودى نعمت ديگرى ، او را آرام
[١] الكافى ، ج٨ ، ص٤٥ ؛ أعلام الدين، ص٢٢٠ .[٢] ر . ك : مصباح الشريعة ، ص٣٣ . امام على عليه السلام : «للّه در الحاسد ما أعدله بدأ بصاحبه فقتله ؛ آفرين بر حسادت! چه عدالت پيشه است! از صاحب خود آغاز كرده و او را مى كشد» (إرشاد القلوب ، ج١ ، ص١٢٩ ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن أبى الحديد، ج١، ص٣١٦) .[٣] امام على عليه السلام : «يكفيك من الحاسد انه يغتم وقت سرورك ؛ از حسود براى تو همين بس كه هنگام شادى تو اندوهگين مى شود» (كنز الفوائد ، كراجكى ، ج١ ، ص١٣٧) ؛ «يشفيك من حاسدك انه يغتاظ وقت سرورك ؛ آنچه تو را آرام مى سازد اين است كه حسود ، هنگام شادى تو خشمگين مى شود» (غرر الحكم ، ح٦٨٤٥) «الحاسد يفرح بالشرور و يغتم بالسرور ؛ حسود ، هنگام سختى ها خوشحال مى شود و هنگام سرور ، غمگين مى گردد» (غرر الحكم ، ح٦٨٣٨) .[٤] امام على عليه السلام : «انما يحزن الحسدة أبدا لانهم لا يحزنون لما ينزل بهم من الشر فقط ، بل و لما ينال الناس من الخير ؛ همانا حسودان ، همواره محزون اند ؛ زيرا آنان فقط از گرفتارى هاى خود محزون نمى شوند ، بلكه از راحتى ديگران نيز محزون مى گردند» (شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، ج٢٠ ، ص ٣٣٢) .