رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠٢
اين ، معجزه خردمندى است. [١] خردمندان مى دانند كه زندگى قارونى ، يك نعمت نيست . نعمت ، آن است كه پايدار و سودمند باشد . چيزى كه مايه معصيت است و زوال پذير ، نمى تواند نعمت باشد . از اين رو، گروه دوم ، خطاب به گروه اوّل گفتند: «پاداش الهى ، بهتر است» . گروه اوّل نيز وقتى عاقبت قارون را ديدند ، به اشتباه خود پى بردند . زمين ، دهان باز كرد و او را با همه دارايى اش بلعيد. [٢] با مشاهده اين وضعيت ، كسانى كه تا ديروز آرزوى زندگى قارونى را داشتند ، گفتند : وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكَانَهُو بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِى وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُو لاَ يُفْلِحُ الْكَـفِرُونَ . [٣] و آنان كه ديروز آرزو مى كردند به جاى او باشند ، گفتند : واى بر ما! گويى خدا روزى را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مى دهد يا تنگ مى گيرد . اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، ما را نيز به قعر زمين ، فرو مى برد . اى واى! گويى كافران ، هرگز رستگار نمى شوند! اين گونه نبود كه فقط گروه اوّل ، زندگى قارونى را مشاهده كرده باشد و گروه دوم ، آن را نديده باشد ؛ هردو گروه ديدند ؛ اما گروه اوّل ، مقايسه كرد و گروه دوم ، مقايسه ننمود . پس «مشاهده» ، منجر به مقايسه نمى شود . حلقه مفقود ، ميان مشاهده و مقايسه ، «چشم دوختن» است . هردو گروه ، در مشاهده يكسان اند ؛ اما اگر اين مشاهده ، به چشم دوختن تبديل شود ، مقايسه را در پى خواهد داشت و چشم دوختن ، يعنى اهميت قائل شدن براى مورد مشاهده و مجذوب شدن . چيزى كه مهم و عظيم ارزيابى شود ، نظرها را به خود جلب مى كند و چشم ها را به
[١] فراتر از اين هم هست . آسيه ، همسر فرعون ، از يك زندگى اشرافى برخوردار بود ، ولى از آن دست كشيد و گفت : « رَبِّ ابْنِ لِى عِندَكَ بَيْتًا فِى الْجَنَّةِ ...» (سوره تحريم ، آيه ١١) . [٢] «فَخَسَفْنَا بِهِى وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُو مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُو مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُنتَصِرِينَ » (سوره قصص ، آيه ٨١) . [٣] سوره قصص ، آيه ٨٢ .