رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠
شود ، احساسات و رفتارهاى آنان نيز اصلاح مى شود. تمايز روشنِ شناختى دين اين است كه واقع گرا است ، نه مبتنى بر توهم و تخيّل. همان گونه كه در فصل نخست كتاب آمده است ، انسان و جهان واقعيت هايى دارند كه اگر اين واقعيت ها شناخته شوند ، هم احساسات ، اصلاح مى شوند و هم رفتارهاى ما . شناخت واقع گرا موجب واقعى شدن انتظارات مى گردد و در نتيجه احساسات انسان و رفتارهاى او نيز واقعى مى شوند. بر اساس پژوهش حاضر راهى را كه دين براى رسيدن به ارامش و رضامندى معرفي مى كند و شيوه اى را كه براى درمان بيمارى هاى روانى در عصر افسردگى ارائه مى دهد ، مى توان «واقعيت درمانى شناختى» ناميد . اين روش متفاوت با روش واقعيت درمانى و روش هاى شناختى است . لذا اين شايستگى را دارد كه با تلاش هاى پژوهشگران به نظريه اى روان شناختى تبديل گردد .
باورهاى رضامندى
بخش اوّل كتاب به باورهايى اختصاص دارد كه در رضامندى افراد مؤثرند. فصل اوّل نقش شناخت و باورها را در تصحيح انتظارات و احساسات تبيين مى كند و فصول بعدى شناخت لازم در ابعاد مختلف زندگى را مورد بررسى قرار داده اند. فصل دوم به اين مى پردازد كه اين جا دنيا است نه بهشت و نبايد از دنيا انتظار بهشت داشت . فصل سوم به اين حقيقت مى پردازد كه دنيا راحتْ خانه نيست بلكه آميخته با دشوارى ها و كش و قوس ها است و نقش اين شناخت را در رضامندى بررسى مى كند . فصل چهارم به مسأله مهم معناى زندگى و نقش آن در پويايى زندگى مى پردازد و بر شناخت معناى صحيح زندگى تأكيد مى كند. فصل پنجم مسأله رزق و قوانين آن را مطرح و نقش شناخت صحيح قوانين را در آسايش روانى تبيين مى كند. فصل ششم به موضوع آرزو در زندگى مى پردازد و نقش مديريت آرزو را در رضامندى روشن